هفتم : در وقت « درو » ، بادى برخاسته ، كاه خرمنها را از « حبوبات » جدا مىكند .
هشتم : اهالى در تابستان و زمستان در يك لباساند و جامهء آنها كم و زياد نمىشود .
نهم : هواى آن معتدل است .
دهم : مردها ، هنگام مواقعه ، زنان خود را مانند بنات ابكار « 1 » مىيابند .
يازدهم : زنها در وقت وضع حمل ، گرفتار « وجع » « 2 » نمىشوند .
دوازدهم : لباس به زودى كهنه نمىشود .
و در سبا معدن نمك بسيار خوشطمعى است كه حضرت فخر كاينات ( صلى الله عليه و آله ) آنرا به ابن جمال المعدنى نشان دادند و او به فقرا قسمت كرد .
و در سبا خرابهء عرش « 3 » بلقيس ديده مىشود ، و آن داراى ستونهاى بلند سنگى است و ارتفاع هر ستونى 28 زرع مىباشد .
در اين بلد « مساجد عاليه » و « بازارهاى معمور » پر از امتعه ، كه از هر قطر از اقطار عالم حمل شده ، داير است و در هر هفته نيز عكاظى داير مىكنند . و مقصود از « عكاظ » بازار موقتى است .
و « عكاظ » در اصل ، موضعى بوده است ما بين طائف و نخله [ كه ] در آن موضع ، همه ساله بازارى تشكيل مىيافت و اسم آن بازار به « عكاظ » اشتهار يافت ، از قبيل تسميهء حال به اسم محل .
و در اين بازار ، انواع امتعه خريد و فروش مىشد و قبايل عرب از اطراف و اكناف در آنجا حاضر شده ، به تجارت و انشاد اشعار مىپرداختند و اين بازار هر ساله از غرّه « 4 » ذى قعدة الحرام شروع مىشد و تا 20 روز امتداد بههم مىرسانيد .
اديم عكاظى كه مشهور شده ، پوست دبّاغى شدهء آن بازار مىباشد و از مرغوبى معروف است و از اديم عكاظى ، قريش در دو رحلهء « صيف » و « شتاء » « 5 » خود سرمايه و مال التجاره قرار داده ، به يمن و شام حمل مىدادهاند و با امتعهء آن ممالك ، معاوضه و مبادله مىكردند .
انتهى كلام المترجم .
حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به موجب نصّ قرآن حضرت سليمان را از انبياى بنى اسرائيل خواندهاند و حقّ و حقيقت همين است ، اما در توراتى كه حالا از يهود به
هامش
( 1 ) . دختران باكره ، دوشيزگان .
( 2 ) . درد .
( 3 ) . تخت .
( 4 ) . اول .
( 5 ) . تابستان و زمستان .