اهالى از آبى كه پشت سدّ جمع شده و درياچهء بزرگى گرديده است ، براى زراعتهاى خود مىبردند .
بدين منوال ، اين ناحيه به منتها درجهء آبادى و معمورى رسيد ؛ و استغناى زياد ، اسباب « طغيان » اهالى گرديد . از « خداپرستى » دست كشيده ، به « عبادت آفتاب » پرداختند .
حضرت جلّ و علا ، سه پيغمبر براى هدايت آنها مبعوث فرمود . تكذيب آنها كردند و توبه نكردند .
بارى عزّ اسمه « ملخ » را بر آنها مسلّط نمود . اين حيوانات قيرهاى سد را كندند [ و ] آب يكدفعه جارى شده ، قرا و مزارع و بساتين و باغات آنها را غرق و نابود ساخت .
و [ آيه ] كريمهء
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ ،
اشاره به اين حكايت است ؛ و در آن وقت ، اهل سبا از قوم حمير و كهلان بودهاند .
يكى از مصنّفين مىگويد :
سبا شهر بلقيس است و اكنون طايفه [ اى ] از عماره در آن مسكن دارند . هواى اين مملكت ، خوب و سالم است و اشجار آن بسيار و اثمار آن ممتاز و آبش گوارا و شيرين ، و هر نوع حيوان اهلى و وحشى در آن زياد مىباشد .
جانور موذى ، از قبيل « زنبور » و « پشه » و « عقرب » و « مار » و « مورچه زهردار » ندارد و امروز اهالى آن زيادتر از ساير اقطار يمن است و 12 چيز را از خصايص اين مملكت شمردهاند :
اول : نبودن حشرات موذيه .
دويّم : نبودن پشه و شپش ، كه اگر مسافرى در لباسش شپش باشد و وارد آن ناحيه شود ، در حال آن شپش رفع مىشود .
سيّم : احدى در سبا گرفتار مرض مسرى و ساير امراض مزمنه نمىشود .
چهارم : در اين خطه كور و كر و چلاق و غيره نيست .
پنجم : هر مريضى وارد اين خاك شود ، در ظرف 3 روز يا خوب مىشود يا مىميرد .
ششم : اگر ديوانه به اين ناحيه آيد و در آب چشمه [ اى ] كه در آن است ، غسل كند ، شفا مىيابد .