داخل هتل شده ، بالا رفتم .
فرانسواز اسبابها را جمع كرده [ است ] .
روز پنجشنبه ، [ 20 مارس 1913 م . ؛ 11 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ]
صبح توى باغ هتل رفته ، يك ساعتى بودم و برگشتم . نهار خورده ، ساعت سه بهاء الملك از منتكارلو آمد . ساعت چهار او رفت . ما هم روانهء گار شديم . همينكه رسيديم روى كه گار ، ديديم مادام بلانكى و مادموازل آمدهاند به گار .
خيلى از ديدن يكديگر خوشحال شديم . دست دادند . نيم ساعت به وقت حركت ترن مانده بود ، يعنى ترن نرسيده ، چون از پاريس مىآيد . در اين مدت با يكديگر بوديم . مادموازل يك دسته گل كوچك از باغچهء خودشان چيده ، آورده بود ، داد به من .
در اين اثنا ترن رسيد . باز دوباره روبوسى با هردو كرده ، سوار ترن شديم ؛ ولى تا وقت حركت ، آنها در پايين ايستاده و ما از بالا با آنها حرف مىزديم ، كه يكمرتبه ترن راه افتاد و ما را از آنها دور كرد ؛ بهخصوص يحيى را از مادموازل ، كه محبتكى در ميان داشتند .
يحيى سرش را از پنجره بيرون كرده ، متصل كلاه براى آنها تكان مىداد ؛ تا وقتىكه دور شد . آمديم توى اتاقمان نشستيم . مخصوص است . خيلى راحت و خوب [ است ] .
چاى و شام [ را ] در توى ترن خورديم . شب هم بد نبود . خوابيديم .
عيد نوروز 1292 ه . ش .
روز جمعه ، [ 21 مارس 1913 م . « 1 » ؛ 12 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ]
ساعت 7 رسيديم به فلرانس . « 2 »
من از ساعت 6 بيدار شده ، لباس پوشيده ، حاضر بودم . يحيى خان ديرتر برخاست « 3 » ، ولى بالاخره او هم حاضر شده ، [ ساعت ] 7 رسيديم . كالسكه يك تنگى را گرفته ، رفتيم . جلو هتل كه رسيد ، ديديم جاى بازى است .
هامش
( 1 ) . برابر با عيد نوروز ( 1 فروردين ) سال 1292 ه . ش .
( 2 ) . فلرنس يا فلورانس( Florence )، در ايتاليايىFirenze، شهرى است تاريخى در مركز ايتاليا ، در منطقه توسكانىTuscany )يا( Toscanaو مركز استان فلورانس ، در كنار ورد آرنو( Arno )كه در روزگار باستانFlorentiaناميده مىشد . اين شهر به خاطر مدارس نقاشى و پيكرتراشىاش شهرت جهانى دارد و در سال 2005 م . 059 ، 368 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) . در اصل : برخواست