تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
قلندران » . چنان‌كه گويند 40 قلندر در بن كوهى كه غارى است ، مكان جسته‌اند و 40 عصاى خود را بر صحراى آن كوه زده‌اند . هم ايدون « 1 » آن « عصا » هست . گويند در چهار فصل « سبز » است و كس نشان نمىدهد كه آن چوب‌ها به چه چوبى شبيه هست و هيچ‌كس را ياراى آن نيست كه از آن انداخته يا بريده باشد . گويند هرگز در شمار كس نيايد . هرچه شمرده شود ، البته اختلاف در آن پديد گردد . مثلا اگر كسى آن را متضمن گردد كه بشمارد ، اگر 100 كرت « 2 » شمارد ، يا 40 كمتر است يا بيشتر ، و « 3 » به يك طريق نيست . ديگر ، نزديك همين دشت ، بر سر كوهى « قدمگاه حضرت امير المؤمنين » « 4 » است . چنان « 5 » كه شرح دهند ، اهل اين ملك مشهور به « شاه بلوران » ، اگر كسى را حاجتى افتد ، به نياز به « 6 » آن‌جا رفته ، حاجتش روا گردد . « مولوى » راست : بيت
گر بگويم زان بلغزد پاى تو * ور نگويم هيچ زان ، اى واى تو
و بازگفته‌اند : بيت :
نه زين رشته سر مىتوان تافتن * نه سَر رشته را مىتوان يافتن
هم به نزديك اين دشت ، چشمه‌سارى است كه « معدن جوجرد « 7 » » است [ و ] از آن « جوجرد » اخذ نمايند . آن چشمه را « چشمه گراب « 8 » » گويند . اگر كسى را مرض « گر » « 9 »
هامش
( 1 ) . هم‌اكنون ، اينك . ( 2 ) . دفعه ، مرتبه ، بار . ( 3 ) . ب ، ش : و ندارد . ( 4 ) . بلوران( Boluran )روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان كوهدشت ، در دامنه كوهى به نام بلوران ، كه مقبره‌اى بر بالاى كوه قرار گرفته و پيروان اهل حق آن را از پيشوايان خود مىدانند . در كنار قبر ، سنگى است از كوه ، كه آن را دلدل( doldol )مىنامند . بر روى آن چند فرورفتگى مدور ديده مىشود كه آن را جاى سم اسب على مىدانند . در اين كوه آتشگاهى وجود دارد كه آيين برافروختن آتش مقدس در آن انجام مىشود . طول و عرض آتشكده 11 * 25 متر است و اطراف آن را با سنگ محصور كرده‌اند . ( آثار باستانى و تاريخى لرستان ، 2 / 327 - 328 ) . ( 5 ) . ش : چندان . ( 6 ) . ب ، م : به ندارد . ( 7 ) . گوگرد . ( 8 ) . شهر نوبنياد گراب( Garrab )مركز بخش طرحان ( ترحان ) شهرستان كوهدشت و در درهء جنوبى كوه بلوران و در 35 كيلومترى كوهدشت واقع شد ، و در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 689 خانوار و 3275 نفر جمعيت داشته است . ( 9 ) . گر( gar )، نوعى از جرب ، سر بىمو ، كچل .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 572 | هارون وهومن