روز نوزدهم ؛ روز جمعه ، پنجم ماه محرم الحرام [ 1252 ه . ق . ]
از « طاق زمرد » روانه به صوب « دار الخلافه تهران » گشتيم .
[ رود هن ]
يك فرسخ از منزل گذشته ، به ده « رودهن » ، كه در درهء كوه واقع است ، در كنار رودخانه و امامزاده [ اى ] مدفون است و در طى منزل از « جاجرود » به شهر « دماوند » ، اشارتى به آن رفت ، رسيديم .
در نزديك آنجا ، باز به راهى كه در هنگام رفتن به « دماوند » ، بر آن عبور كرده بوديم ، وارد شديم .
[ تهران ]
بعد از طى 8 فرسخ ، يك ساعت به غروب مانده ، چشم را از ملاحظهء « دار الخلافه مباركه تهران » روشن كرديم ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين .
از ميمنت بخت همايون و قوت طالع ميمون شاهنشاه و باذل دريادل عدالت پيشه ، از قرار اين « روزنامه » ، كوه و دريا را بىخوف و انديشه سياحت كرديم و « مازندران » را كه على الاطلاق « بهشت آفاق » است و به خوبى و خرّمى در عالم « طاق » ديديم ؛ و تن و جان را از اين سفر « راحت » و « مسرّت » داديم .
تمام اين سفر 19 روز است .