ابريشم خالص « رخت خواب پيچ » و ساير چيزها [ را ] پاكيزه مىبافند .
و در اكثر كوهستنان « مازندران » قلعههاى سخت است كه به غلبه تسخير آن مشكل است . سپاهى [ ى ] آنجا ، بسيار طاقت در پيادگى و گرسنگى و احتمال تعب و خوب « تفنگچى » اغلب آنها مرغ را در پرواز مىزنند .
و اهل آن ، همه « مسلمان » و « شيعه اثنى عشرى » ؛ و به مرتبه [ اى ] « پادشاه دوست » و « سلطانپرست » هستند ، كه ما فوق آن متصور نيست .
در ايّام سلطنت خاقان مغفور « فتحعلى شاه » ، شاهزاده « محمد قلى ميرزا » كه ملقب به « ملكآرا » بوده ، نسبت به اهل ولايت ، جور و عدوان رعايت مىفرموده ، لهذا قدرى خرابى به احوال سپاهى و رعيت راه يافته ؛ از بىپروايى ايشان قصور كلّى در « بارو » و « ديوار » بلكه در « محله » و « بازار » آشكار است .
ان شاء الله به التفات امناى درگاه شاهنشاه كارآگاه ، زود به نحو دلخواه اصلاح مىيابند .
هر قدر توجه در آبادى « مازندران » و تربيت اهل آن مبذول افتد ، بهجا و سزاست ؛ و زياده گنجايش دارد . از « دريا » و « صحرا » سر حد است و به دشمن نزديك . خلاصه آنكه مأمنى « منيع » است و معقلى وسيع در مملكت سلطان بسيار عزيز و ضرور .
ان شاء الله سايهء پادشاه بر سر ايشان « پاينده » و « پايدار » باد .
هامش
تهران قديم ، 3 / 424 ) .