مسطّح [ را ] زير منگنه مىگذارند ، مقعر مىشود . ديگرى منقش مىكند ، بعد در حوض مىريزند ، مفضض مىگردد .
در همين كارخانه « بلور » هم مىسازند . بعضى سادهاند و برخى را مىتراشند . در تراشيدن « بلور » ، استادى لازم است . چرخى شبيه [ به ] « چرخ الماستراش » به توسط « بخار » مىچرخد و « بلورتراش » به هر قسم كه مىخواهد ، « بلور » را لب چرخ گذارده ، حركتش مىدهد . قريب [ به ] 200 چرخ الماستراش ، در كار بودند .
قدرى اسباب « بلور » و « نقره » از اين كارخانه خريده ، رفتيم به كارخانهء « آهنگرى » .
در اينجا تختههاى آهن مسطح درست مىكنند براى پشتبامها و بخارى و ناودان و دودكش و غيره . اوّلا يك تكه آهن را با گاز ، اينرو و آنرو بكند ، تا به شكل مربّع مستطيل بشود .
بعد ، آن را زير منگنهء ديگر مىگذارند ، مستطيل ترش مىكند . همينطور از اين « منگنه » به « منگنه » ديگر مىبرند ، تا به نازكى كاغذ كلفتى بشود ؛ يعنى آن قطعه آهن مجزا « 1 » مىشود ، ده دوازده تخته آهن مسطح ، يكى روى ديگرى .
بعد همه را با گاز از يكديگر گوئيا جدا كرده ، ميان يك صندوق بزرگ چدنى [ و ] روى هم مىچينند . 500 « خروار » آهن ، در صندوق مذكور مىگنجد . آن وقت صندوق را تا 24 ساعت در كورهء گرمى مىگذارند . حرارت كوره ، اين تختههاى آهن سخت را مثل « موم » نرم مىكند ، كه به هر قسمى كه بخواهند « تا » كنند .
بعد مىبرند به جايى كه حوضهاى بزرگ متعدد هست [ و ] آب مىدهند . از آنجا به جاى ديگر برده ، مشجّر مىكنند . بعد بعضى را به حال خود « مسطح » مىگذارند و برخى را مثل ناودان ، « گود » و « برجسته » مىكنند .
خيلى تماشا داشت .
آن صندوق آهن و زين را دو نفر عمله ، به اعانت زنجيرى بيرون آورده ؛ به جاى ديگر حمل مىكنند . اگر به مدد چرخ نبودى ، حتى 5000 نفر هم نمىتوانستند آن را از جاى خود حركت دهند .
از آنجا بيرون آمده ، رفتيم به « مطبع روزنامه » « 2 » .
وضع « باسمه » « 3 » جديد با قديم تفاوت كلّى دارد . اولا يك تخته مقواى بزرگى را
هامش
( 1 ) . در اصل : مجزى
( 2 ) . چاپخانه ، محل طبع .
( 3 ) . چاپ ، طبع .