« رستگارى » باشد . خلاصه ، سررشته دراز است و وقت ، تنگ . »
چهارشنبه ، نهم [ رمضان 1304 ه . ق . ]
ساعت 5 / 9 [ صبح ] ، پس از صرف چاى ، « نواب ابراهيم پاشا » براى مشايعت آمده بودند . در گارى ايشان نشسته ، رفتيم به طرف دريا .
شهر « اسكندريّه » را بسيار « خوشنما » و « خوشتركيب » ساختهاند . تمام خيابانها از « احجار سياه » است . همه را مربّع و مسّطح تراشيده و پهلوى يكديگر نصب كردهاند . طرفين « خيابان » كه « پيادهرو » است ، از سنگهاى مربّع سفيد فرش شده [ است ] . تمام عمارات چهار پنج درجه « 1 » و باشكوه است . دكاكين خيلى معتبر دارد .
همهجا از ميان خيابانهاى مصفّا گذشتيم . در بين راه ، از ميان ميدانى گذشتيم كه وسط آن « مجسمه محمد على پاشا » « 2 » را سواره از « چدن » ريخته ، نصب كردهاند .
« مسجد محمد على [ پاشا ] » در « مصر » ، كه ستونهاى متعدد مرمر دارد ، بالاى تپه ساخته شده و مشرف به شهر است . از بناهاى وى است . بالاى مسجد ، « اهرام » از 15 ميلى پيداست .
خلاصه ، يك ربع ساعت راه بود تا دريا .
ساعت 10 ربع كم ، داخل كشتى شديم موسوم به « بحيره » . اين « بحر » موسوم است به « مديترانه » . اگرچه كشتى كوچك است و وزنش بيش از 1300 تن نيست ، امّا روى هم رفته ظريف است . اتاقهاى اين كشتى وسيعتر از حجرات جهازى است كه از « بمبئى » آمديم .
قريب [ به ] 100 نفر غنى و فقير ، مسافرند . در اين كشتى ، بعضى به « انتاكيّه » « 3 » و برخى به « اسلامبول » مىروند .
ساعت 11 [ صبح ] ، غذا صرف شد . مىگفتند غذايى كه در اين كشتى مىدهند ،
هامش
( 1 ) . پايه ، پله ، طبقه . در اينجا منظور طبقه است .
( 2 ) . محمد على پاشا ، نخستين خديو مصر ( 1769 - 1749 م . ) كه توانست در سال 1833 م . سربازان عثمانى را از كشور مصر بيرون براند .
( 3 ) . در اصل : انطاكيه . انتاكيه( Antioch )كه در قديم آنتيوخيا ناميده مىشد و در فرانسوىAntiocheگفته مىشود ، كه توسط سلوكوس اول در سال 300 م . به نام پدرش آنتيوخوس بنا نهاده شد . در اينجا نويسنده آتن( Athene )را با انتاكيه اشتباه گرفته است . چون آتن پايتخت يونان است . از توضيحات شهر نيز همين معنا مستفاد مىشود كه وى اصلا به انتاكيه نرفته است . تمام موارد متن ، از « انطاكيه » به « آتن » تغيير داده شد .