سال قبل از « حضرت مسيح » است . [ در ] سنه 1861 مسيحى ، زمانى كه « ميستر دانيال » ، مهندس جادهء فيما بين « پلاس ولاكنكرد » « 1 » و « پيرس » را درست مىكرد ، اين « قبرستان » مكشوف شد .
بعضى از مجسمههاى مرمر را كه در اين « قبرستان » روى قبور بود ، محض خاطر راه را شكستند و برخى به ضرب كلنگ عملجات خورد « 2 » شد . بسيارى از مجسمهها كه درست بيرون آمد ، همه را به « موزه » نقل كرده [ بودند ] .
علاوه بر « صورتهاى سنگى » ، « آلات و ادوات طلا و نقره » ، از قبيل « كارد » و « خنجر » و « نيزه » و « شمشير » و « زينتزنان » و غيره زياد پيدا شد . چند « تمثال » هنوز در « قبرستان » باقى است . مىگفتند چنان به مهارت و استادى تراشيدهاند ، كه پوست بدن از زير لباس پيداست .
« مجسمهء گاوى » به قدر گاوهاى قوىهيكل درشت ديده بودند ، كه از دور به عينه مثل گاو زنده بهنظر مىآمد . در سوابق ايام ، رسم « يونانيان » اين بوده ، كه بعد از وفات ، مجسمهء شخص متوفى را ، يا مجسّمهء يكى از معبودين را از سنگ مرمر حجارى كرده ، بالاى مقبره نصب مىكردند .
از پهلوى « معبد آكرپليس » « 3 » هم گذشته بودند . فقط 15 ستون باقى است . طول هر ستونى 36 پا است . اگر 2 نفر ستون را [ در ] بغل بگيرند ، دستشان به يكديگر نمىرسد . همه از سنگ مرمر . رئوس ستونها شبيه به گلى است كه در كوه « مميتر » كه « آتن » در دامنهء آن بنا شده ، يافت مىشود . بسيار خوشنما و قشنگ تراشيدهاند .
« معبد ربّ النوع » را نيز ديده بودند . بالاى تپهء بلندى بنا شده [ بود ] . 309 سال قبل از ولادت « حضرت مسيح » ، اين بناى عالى را بنا كردهاند . حال ، فى الجمله اثرى باقى مانده [ است ] .
زمانى كه « روميان » به « يونان » آمدند ، اهل « يونان » همه « بتپرست » بودند . « روميان » متعصب ، آنچه « مجسمه » و « تمثال » بود ، شكسته و ناقص كردند . يك مجسمهء
هامش
( 1 ) . در نقشههاى كشور يونان نامى از اين منطقه ديده نمىشود ، اما احتمال دارد كه همان پلاس دولاكونكرد( Place de La Concorde )باشد ، كه در خاطرات ناصر الدين شاه قاجار از آن ياد مىشود : « پاريس . . .
رسيديم به پلاس دولاكونكرد ، كه ميل بلندى است ، از مصر آورده ، آنجا نصب كردهاند . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه قاجار ، 132 )
( 2 ) . خرد ، كوچك ، ريزهريزه ، اندك ، قليل ، كوتاه .
( 3 ) . در حاشيه :Acropolis.