« نوبر پاشا » دشمن شدند .
چون « نوبر پاشا » را مجبور كردند كه چنين جاه پرزحمت و صعبى را قبول نمايد ، آيا شرط « مروت » و « صداقت » است او را به دست لشكر پركينه بدهند ، كه خود « انگليس » او را واداشت سرپيچى نمايد ؟
مهمتر اينكه آيا بار قرض ملتى خارجه ، كه به دوش 000 ، 000 ، 6 « 1 » رعاياى زارع است ، در حالى كه زراعت و محصول در همهجا رو به زوال است ، سنگين و صعب الحمل هست يا نه ؟
به واسطهء قصر زمان « 2 » اقامت در « مصر » در اين مسئله نمىتوانم چيزى بنويسم .
وجود اين قروض ملتى ، شروط مختلفهء زيادى در ميان ملل متعدده ايجاد كرده [ است ] . قرض ملتى كه از داخل ملك توجيه كردهاند ، هرچه مىخواهند بگويند ، چه ، همه صرف تعمير و بناى ابنيهء عامه شد . شكى نيست پولى كه از خارج گرفته شده باشد و صرف ابنيه و عمارات شده باشد ، البته منجر به فساد خواهد بود .
ذكر اين فقره نيز خالى از حسن نيست [ كه ] « اسماعيل پاشا » آن مبلغى را كه قرض كرد ، بيشترش را خرج « جوى عظيم سويس « 3 » » كرد . اگرچه ظاهرا فايده به حالت « مصر » نبخشيد ، چراكه هرچه عايد مىشود ، بايد تنزيل بدهد . بدين لحاظ « مصر » را مبتلاى « تنازعات پولتكيه شرقيه » نمود .
نيز نبايد چشم از كارهاى عمدهء وى پوشيد . چه ، قدرى از پول مقروضه را خرج نظافت و پاكيزگى قاهره نمود . از اين قبيل « جوىهاى آب متعدد » در شهر جارى نمود ، « اشجار سايهدار مثمر » ، كه اسباب حفظ الصحه هستند ، در اين هواى حارّه « 4 » غرس كرد . و اين مخارج ، باعث اين شد كه در فصل زمستان ، اغنياى « فرنگستان » از ممالك مختلفه آمده ، پول خود را در اين شهر به مصرف مىرسانند .
اهمّ كارها اينكه گردوغبار اين شهر ، در سوابق ايام ، اسباب « چشم درد » عامه مىشد . از [ هر ] 100 نفر ، 40 نفر به اين درد مبتلا بودند . حالا بيش از ده يك « 5 » از اين درد نمىنالند .
اين چيزها را نبايد از نظر محو كرد .
هامش
( 1 ) . در اصل : شش مليان
( 2 ) . كوتاهى .
( 3 ) . منظور : كانال سوئز .
( 4 ) . گرم .
( 5 ) . منظور : يك دهم ، 10 % .