صحبت با همراهان كردم .
وقتى كه با « حضرت خديو » ملاقات كردم ، فراموش كردم عكسشان را - كه بهترين يادگار است - بخواهم ، لهذا كتبا خواهش نمودم . ايشان فورا يك عكس بسيار خوب فرستاده ، عكس مرا هم خواستند . من هم يكى از عكسهاى خود را كه همراه داشتم ، فرستادم .
ساعت 3 [ عصر ] ، جناب مستطاب « نوبر پاشا وزير اعظم » به بازديد تشريف آوردند .
بيش از نيم ساعت با يكديگر صحبت شد . گفتند : پسفردا كه شنبه است ، به « اسكندريه » مىروند .
بعد از تشريف بردن ايشان ، چون ايام گذشته به سر بردم . تازهاى كه قابل مذاكره باشد ، اتفاق نيفتاد .
شب ، ساعت 5 / 9 ، يك نفر سكرترى « 1 » كه از « لندن » به توسط « ميستر جوسف رك » « 2 » ، قبل از حركت از « حيدرآباد » خواسته بودم ، وارد شد . جوانى است خوشمنظر و بلند قامت . نامش « ميستر مورتن فرون » « 3 » ، و هم زلف « لرد رامدلف چورچيل » « 4 » است .
همينقدر احوالپرسى از وى شد . چون خسته بود ، گفتم بروند ، بخوابند . [ و ] صبح ، ملاقات كنند . من هم رفتم ، استراحت كردم .
روز جمعه ، بيست و ششم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح ، قدرى با « ميستر فرون » صحبت كردم ، تا وقت نهار شد . بعد از غذا ، قدرى خوابيدم . طرف عصر ، سوار كالسكه شده ، رفتم به تماشاى « رود نيل . »
باز از ميان خيابانهاى وسيع مشجّر پاك و بىگرد و خاك گذشتيم . تمام عمارات « فرنگىساز » و « خوشنما » هستند . واقعا شهرى است كه اگر شخص تا مدّتى بماند ، دلتنگ نمىشود .
طول شهر در امتداد « رود نيل » ، كه در طرف جنوب جارى است ، واقع است .
عرضش منتها 5 / 0 ميل و عمقش از 7 الى 15 ذرع است . پل 10 چشمهاى دارد . در 4
هامش
( 1 ) . منشى ، دبير ، رازدار ، محرم اسرار ، در انگليسىSecretary، و ازSecretبه معنى راز ، سر ، مجهول ، رمز ، مخفى ، اسرارآميز و پوشيده گرفته شده است .
( 2 ) .Mr . Josef Rouk .( 3 ) .Mr . Morton Ferroan ( Feron ) .( 4 ) . لرد راندولف چرچيلLord Randolf Churchillپدر وينستون چرچيل ، نخستوزير معروف انگليس در زمان جنگ جهانى دوم . وى مدتى وزير دارايى كابينه گلادستون در انگلستان بود .