تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مىگذرد . هرچه به شهر نزديكتر مىشديم ، آثار كارخانه و خطوط راه‌آهن زيادتر مىشد . تفليس تقريبا در درّهء وسيعى واقع شده است . از يك فرسنگ به شهر مانده ، خانه‌هاى شهر پيدا مىشود و اوّل چيزى كه چشم مسافر را روشن مىكند ، بناى سفيد مزار جناب شيخ صنعان ، قدس سره ، است كه در دامنهء كوه سبز با طراوتى مشرف بر تمام شهر تفليس واقع است . مثل بىبى شهربانو خودمان . ولى فرقى كه دارد منظر اينجا بامهاى رنگارنگ و رودخانه‌اى كه از وسط شهر مىگذرد و عبور درشكه‌ها در معابر و خيابانهاى پاك شهر است و منظر آنجا دامنهء خشك پر سنگ خود كوه بىبى و خرابه‌هاى شهر قديم رى و گاهى عبور چاروادار از نزديكى امين‌آباد است و آنجا جز متولى كه يك سيّد گدائى است و زنش هيچ‌كس نيست و اگر هفته‌اى دو يا سه نفر زوّار از زنهاى دهات اطراف داشته باشد ، و اينجا هر روز عصر محلّ تفرج و زيارتگه رندان جهان است و آنجا خرابه است و اينجا در كمال معموريت آباد است . ترويح فقيرانه تقديم روح پرفتوحش كردم . راه‌آهن از كنار شهر عبور مىكند . به گار معتبرى رسيديم . گار بادكوبه كه تفصيلش عرض شد . گار اينجا را ده چندان خوب تصور كنيد . جناب ميرزا « 1 » . . . ناظم الملك قونسول جنرال ايران مقيم در تفليس براى پذيرفتن ما تا گار آمده بود . با ايشان تعارفات بجاى آورده ، سوار درشكهء كرايه‌اى شده ، رو به هتل ارسان راهى شديم . باران مىآمد خيلى هواى قشنگى بود . امروز چون روز عيد اسم‌گذارى امپراطريس روسيه است ، غالب دكانها و خانه‌ها و هتلها را بيرق زده‌اند . رسيديم به هتل . پياده شديم . بناى اين هتل سه مرتبه است و زياده از صد و پنجاه اتاق دارد ، كه در هر اتاق تمام اسباب راحتى حاضر است و خدام و كاركنان همه براى آحاد از واردين حاضرند . بدون فرق و توفير به من فقير مسافر غريب همانطور خدمت مىكنند كه به امپراطور روس . جناب ناصر الملك و فقير يك سالن ، يعنى اتاق رسمى پذيرائى و دو اتاق خواب گرفتيم . آقاى حسين پاشا خان و كنت هم يك اتاق بزرگ كه نصفش پرده كشيده و پشتش دو تختخواب و نصفش سالن بود ، منزل گرفتند . ( گمان مفرمائيد كه يك پردهء سفيد
هامش
( 1 ) - متن : جاى اسم خالى مانده است .
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 87 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى