بلواى نان
در همان شهريور سال 1304 خورشيدى بلواى ديگرى در تهران رخداد كه ظاهرا مربوط به كمبود نان و قحطى مصنوعى بود . تا هم مردم سرگرم و گرفتار كمبود نان باشند و هم دولت بتواند به مقاصدى كه در پيش داشت برسد . درباره اين ماجرا در تاريخ بيست ساله ايران چنين آمده است : « از اواخر شهريور جنس به خبازها كم داده شد و با شهرتى كه از طرف ايادى مرموزى كه با شهربانى رابطه داشتند داده شده بود كه امسال قحطى خواهد شد . محصول امسال ايران به اندازهء سهماه در ايران كافى نخواهد بود در مردم توليد نگرانى و وحشت و اضطراب مىنمودند و با اين تبليغات و كمى نان مردم به دكانهاى خبازى هجوم آوردند .
شهربانى در ايجاد ازدحام در دكانهاى نانوايى خيلى فعاليت نمود . ازجمله همه روزه بوسيله عناصر مرموز شهرت مىداد كه در فلان محله در فلان دكان نانوايى يكنفر زن زير دست و پا رفته ، يك بچه خفه شده يا فلان خانواده دو شب گرسنه خوابيدند . در فلان محل سهنفر از گرسنگى تلف شدهاند و نظير اين شايعات با تحريكاتى كه محرمانه به عمل مىآمد ، تاثير عجيبى در روحيه مردم كرده نگرانى فوقالعادهاى در آنها ايجاد نمود .
در محلات شهر و مخصوصا چالهميدان در بين زنهاى آن محل كه به تهور و شجاعت معروفند ، بوسيلهء عدهاى مجهولالهويه تحريكات و تبليغاتى نمودند كه مسئول تمام اين بدبختيها دولت سردار سپه است . بايستى جمع شد به مجلس ريخت و بر عليه مجلس و دولت قيام كرد تا نان بدست آورد . سردار سپه مخصوصا مىخواهد مردم را گرسنه نگاهدارد تا مطيع او باشند . اين تبليغات و تحريكات كار خود را كرد و زمزمههاى مخالفى از هر طرف بر عليه مجلس و دولت بلند شد . بالاخره روز پنجشنبه دوم مهر با پول زيادى كه بوسيله عمال محرمانه نظميه بين روساى محلات و هوچيهاى بازار تقسيم شده بود ، ناگهان چندين هزار زن را حركت داده به طرف مجلس هجوم بردند و فرياد مىزدند نان مىخواهيم . دنبال آنها عده زيادى هم مرد