نماز خود را به كمر بسته و با چوب نيم سوختهاى جلو افتاده چندين هزار زن دنبال او به طرف مجلس روان گرديدند . جمعيت ساير محلات و در منازل علما يكى بعد از ديگرى به طرف مجلس روان گرديدند . بطوريكه در حدود بيست و چند هزار نفر جمعيت اطراف و صحن داخل مجلس و ميدان جلو بهارستان را پر كرده بود . عدهاى كه داخل مجلس شده بودند ، نسبت به چند نفر از وكلا بناى تعرض و فحاشى و هتاكى را گذاشته و حتى نسبت به بعضى از آنها و ضرباتى وارد آوردند . گفتيم چون مدرس دو وزير در كابينه داشت و كابينه را كابينهء خود مىپنداشت با اجازه اكثريت مجلس به رئيس دولت خبرداد كه رفع غائله را بنمايد . به همين لحاظ فورا عدهء زيادى نظامى و سرباز مسلح به در مجلس فرستاده شد و مجددا روى ستونهاى در آهنى مجلس مسلسل گذاشتند . خود سردار سپه نيز به مجلس آمده هنگام عبور از وسط جمعيت مورد دشنام ازدحامكنندگان قرار گرفت . مدرس پهلوى سردار سپه ايستاده بود و از هر طرف براى تفرقه جمعيت انديشه مىنمودند . بالاخره نزديك در مجلس آمده مدرس روى پله ستون در مجلس رفته خواست بوسيله نطق و بيان مردم را متفرق سازد . ولى از آنجايى كه مادهء اين ازدحام از جاى ديگر مستعد بود ، حرفهاى او را نپذيرفته به او هم بناى توهين را گذاشتند . عدهاى هم فرياد مىكردند : ما شاه را مىخواهيم و سردار سپه را نمىخواهيم . . . سردار سپه دستور شليك هوايى را داد و چندين تير شليك شد . از وسط جمعيت فرياد زده شد مردم نترسيد اين تيرها پنبهايست هجوم كنيد ، بزنيد ، گرسنگى ما را خواهد كشت . مردم هجوم كردند . سردار سپه دستور چند تير شليك به طرف جمعيت داد . يك نفر سيد سر تير جلو جمعيت افتاد ، چندين نفر نيز زخمى شدند ، مردم عقب كشيده نعش سيد را برداشته و به طرف مسجد جمعه روان گرديدند . در اين غائله دو سه نفر كشته و از قرارى كه گفته مىشد سى يا چهل نفر زخمى شدند . گفته مىشد كه عدهاى از اين جمعيت نيز به طرف سفارت روس رفته كه در آنجا متحصن شوند . ولى چون قبلا عدهاى سرباز در نزديكيهاى سفارتخانهها گذاشته بودند ، از حركت جمعيت به طرف سفارت خانههاى مهم جلوگيرى به عمل آمد . بهر حال نظاميها بنام اجراى دستور مجلس تا عصر آن روز در خيابانها متفرق و از اعمال و رفتار خشونتآميز ( البته بنام مجلس ) درباره مردم خوددارى نمىكردند .
. . . روز بعد حكومت نظامى در شهر تهران اعلاميه بلند بالايى منتشر كرد كه مردم بر اثر تحريك و اغواى عدهاى ماجراجو به مجلس شوراى ملى حمله كرده و گويا سوء قصد درباره عدهاى از وكلاى مجلس را داشته و چون دولت به موجب دستور مجلس ناچار شد كه از اين
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 593
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٥٩٣