خاك يكسان كردهاند و به خراب كردن قبر پيغمبر پرداختهاند . اين خبر كه گفته شد تلگراف عراق از عتبات داده است و در يكى دو ساعت شهر يك پارچهشور و ولوله شد و عزا و ماتم همه جا را فرا گرفت . بازارها و دكانها تعطيل و مساجد و تكايا و امامزادهها سياهپوش شد .
دستهاى عزادار و سينه زن با نوحههاى :
شد خراب و ويران ، مضجع پيمبر * از جفاى عدوان ، بام و باره يكسر
داد از اين مصيبت
در كوچهها و بازارها به راه افتاد مردم فرياد « وادينا وامحمدا » كشيدند و دسته دسته جهت چارهجويى و كسب تكليف روانه خانه علما شدند و قرار بر اين شد كه مردم شهر در بيابان فيشر آباد جمع شوند تا حاج ميرزا عبد الله واعظ بيايد و در آن باره نظر علما را بسمع رساند .
روز موعود فرا رسيد و مردم جمله جمله و گروه گروه به فيشرآباد رو آوردند . حاجى ميرزا عبد الله هم همراه عدهاى معمم كه همگى كفن به تن كرده بودند و شال عزا از گردن آويخته بودند ، حضور يافت . از چهارپايهء بلندى كه براى اين كار آماده شده بود بالا رفت پس از گريه مفصلى كه مقدمهء خود كرد و بيابان را از ضجه مردم يكپارچه شيون نمود و شرح كشافى از اعمال وهابيهاى كافر به زبان آورد مردم را به آتش كشانيد . . .
. . . در ضمن خطابه او هم بود كه عكاسهاى متعدد از دور و نزديك به عكسبردارى پرداختند و از اجتماع و بيدقها و شعارها و خطيب و تظاهرات مردم كه دستها را به علامت خشم و قبولى بالا مىبردند ، دوربينها را به كار انداختند .
اما فرداى آن روز حاجى آقا جمال اصفهانى معروف و پيشنماز و واعظ مسجد عباسآباد به مجلس شورا رفت و گفت من امروز آمدهام تا از اين مجلس رسمى به عرض جهانيان برسانم كه با همه قول تلفن ، تلگرافها كه هنوز صدق و كذبشان معلوم نشده است و در صورت حقيقت هم بزرگترين سانحه به عالم اسلام و جامعه مسلمان واقع شده باشد . به هر اندازه كه اين جهاد را بر ما و طبقه مسلمان كه مىگويند ديگر ملتهاى مسلمان نيز در آن شركت كردهاند واجب مىباشد . . .
و اگر اين هم باز از نيرنگهاى . . . هميشگى مىباشد چه بهتر كه اين دام را در جاى ديگر بگستراند .
نطق او همان بود و خمود خموش غايله نيز همان و از فرداى آن روز هم بود كه سياهى معبد و مساجد و تكايا نيز باز شد و محلهاى نامنويسى تعطيل و دفترهاى آن برچيده شد چنان كه گويى هرگز چنان امرى اتفاق نيفتاده است ! !
صحت نظريه آقا جمال هم زمانى معلوم شد كه احمد شاه روانه آخرين سفر فرنگ شد و