متر مكعب ، آبگير 7500 متر مكعب ، تاريخ بنا 1262 ( ه . ق ) برابر با 1225 هجرى شمسى كه در لوحهء آبانبار 1846 و بانى آن بيگلربيگى ، حاكم تهران قيد شده است . . . . . » جعفر شهرى در ادامه مىافزايد :
« اهميت اين بنا صرفنظر از پانزدههزار متر مكعب خاكبردارى در عمق ده ذرعى زمين با فقدان وسايل آن روز ، در اسلوب بنا و ظرافت ساختمان و اصول معمارى آن مىباشد كه آبگيرى با اين عظمت ساروج و مثل آن در روكش آن به كار نرفته ، آجرهاى آن نمايان و فقط به صورت ديوار ، بندكشى است . . . پاشير آنكه سه شير بزرگ در آن كار گذاشته شده بود چهل و سه پله داشت كه بعد از هرچند پله پاگردى براى رفع خستگى در آن تعبيه شده بود و خود پاشير فضايى حدود دوازده متر مربع جهت ايستادن در نوبت و چالههايى در زير شير به ابعاد يك ذرع مكعب كه كوزه و سطل و مشك ، هر چند بزرگ محل داشته باشد و در تابستانها جايى كه از فرط خنكى و لطف هوا كه تداعى توچال و پس قلعه مىنمود .
سقف آن داراى بادگيرهاى متعدد بود كه هوا را خروج و دخول داده تعديل مىنمود و در بام آن كاروانسرا و بارانداز و بر جبههء پاشير آن كه مشرف به كوچه سيد اسماعيل بود دكاكينى وقف آبانبار گشته و عوايد آن مخصوص لجنكشى و تعمير و مصارف آن گرديده بود . از معمارى و اصول ساختمان آن همين بس كه تا امروز كه بيش از صد و سى سال از تاريخ بناى آن مىگذرد ، حتى اندك تعميرى بهم نرسانيده ، با آنكه قسمت شرقى آن در خيابانكشىهاى زمان رضا شاه كف پيادهرو و زير نهر آب آن واقع شده ، لامحاله رطوبت از خود نفوذ مىدهد ، اندك نقصانى در آن بوجود نيامده در كمال صحت و درستى برجا مانده و از اهميت معمارى آن در عدم قبول نفوذ رطوبت نيز آنكه امروزه به صورت موزه درآمده اجارهدار آن را قهوهخانه و تماشاخانه و رستوران نموده ، تمامى آن را رنگ لعابى كه با آن گچ و ديوار و جاهاى خشك رنگ مىكنند زده و لكهاى نم از آن بظهور نرسيده ، خشك و تميز و يكدست خودنمايى مىكند . . . يكى از كارهاى مهمى كه سيد ضياء الدين رئيس الوزراى كودتاى 1299 دست بدان زد تا جلب مردم پايتخت كند لجنكشى اين آبانبار بود ، از آن جهت كه كسى در صدسالهء اخير چه دولتى و چه ملتى تا آنجا كه پيران و سالخوردگان نشان مىدادند ، به خاطر خرج و معطلىاش جرأت آن نكرده بود .
آب اين آبانبار را طول مدت چند ماههء پاييز و زمستان كه قناتهاى شاه و حاج عليرضا كه در اين فصول مصرف آنها تقليل مىگرفت تأمين مىنمود و تابستانهاى اهالى حدود امامزاده سيد اسماعيل ، و كوچههاى حمام گلشن ( در خيابان سيروس مقابل ميدان كاهفروشها ) و قسمت اعظم
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٤١٠