شگفت و باغى جوان رشك روضهء رضوان اشتعال دارد » « 1 »
نام جلاليه پيش از آن نصرتآباد بود چنان كه محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در خاطرات خود در اينباره مىنويسد :
« چهارشنبه 14 ربيعالثانى سنه 1303 قمرى : امروز صبح شاه در عمارت جلاليه كه نصرت آباد قديم است مهمان ظل السلطان
هستند . اين عمارت در وسط باغى است ، بلافاصله خندق شهر طرف شمال غربى تهران .
البته شاهزاده پنجاه هزار تومان مخارج آنجا را كرده . صبح بسيار زود رفتم قدرى گردش كردم .
باران هم مىباريد بعد شاه تشريف آوردند و در اتاق گلخانهء تاريك ناهار ميل فرمودند . لدى الورود دستور گرم كردن اتاق را براى مليجك دادند كه خواهد آمد موزيكانچىهاى مليجك هم بودند معلوم است وضع چه خواهد بود . . . » « 2 »
مهدى بامداد نيز دربارهء قلعه نصرتآباد مىنويسد :
« قلعهء نصرتآباد همان است كه امروزه به جلاليه معروف شده و در ابتدا بانى قلعه مزبور فيروز ميرزا نصرت الدوله ( فرمانفرما ) بوده و به مناسبت لقبش نام آن را نصرتآباد گذاشت بعد به ميرزا يوسف مستوفىالممالك منتقل گرديد و او پس از اينكه دختر خود همدم السلطنه را به سلطان حسين ميرزا جلال الدوله پسر بزرگ مسعود ميرزا ظل السلطان داد . نصرتآباد را هم نيز به وى واگذار نمود و از اين تاريخ به مناسبت لقب جلال الدوله ، جلاليه ناميده شد . جلاليه به انضمام چند آبادى ديگرى نزد بانك استقراضى روس گرو بود و به فيروز ميرزا نصرت الدوله سوم پسر بزرگ عبد الحسين ميرزا فرمانفرما رسيد و او آنها را به بهاى خيلى نازل به حاج رحيم اتحاديه و ارباب گيو فروخت و بعد مردم اراضى جلاليه را از آنها خريدارى نموده براى خود ساختند و امروزه اراضى مزبور قسمت بزرگ بسيار آباد و خيلى خوب و مرغوب تهران را تشكيل مىدهد . « 3 »
يكى از وقايع مهمى كه در دوره ناصرى رويداد و در آن وقايع نام قلعه نصرتآباد به ميان آمده قحطى سال 1288 ( ه . ق . ) در تهران و ساير شهرهاى ايران است . كه معروف به قحطى هشتاد و هشت گرديد داستان از اين قرار است .
حاج ميرزا حسينخان سپهسالار چون اول صدارتش بود براى اينكه كمكى به خلق كرده باشد در اين راه كوشش بسيار نمود از آن جمله فقراى اطراف را كه از گرسنگى به تهران رو
هامش
( 1 ) - المآثر و الآثار ، ج 1 ، ص 120
( 2 ) - روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 403
( 3 ) - شرح حال رجال ايران ، ج 1 ص 416