حال دل خويش را به چه مشغول بايد داشت .
- و بسا كسا كه كشت كرد و ندرود و بسا كسا كه كشت ناكرده درود ، و گفتهاند كه يكى بكوشد و نپوشد و يكى نكوشد و بپوشد .
- چند بار شعر از خواجه حكيم ( ظاهرا خواجه محمد بن على حكيم ترمذى ) نقل شده است .
- درين كتاب اشعار زياد بدون نام شاعر آمده است ، مانند :
هرچند كه آن مرد كلانتر شود * خوى بدش نيز گرانتر شود
هرچه خورد مردم نادان خورش * خوى بدش گيرد از آن پرورش
- اشعارى كه از آفريننامه تأليف پدرش نقل مىكند ، متعددست . گاه اشعار را بطورى نقل كرده است كه سرودهء خود مؤلف مىنمايد . از آن جمله است :
گويند مرا جهد كن و خواسته گرد آر . . .
2 - كتاب ديگر « اربعون » است كه « خطب الرسول » هم بر آن نام نهادهاند و اصل عربى آن تأليف تاج الدين حافظى بخارى بوده و حسام الدين بن علاء الدين النوجابادى در سال 835 ترجمهء حاضر را به زبان فارسى برجاى گذارده است . نسخى چند ازين متن فارسى شيرين در كتابخانههاى دانشگاه ( دو نسخه ) ، مسجد جامع ( سه نسخه ) ، انجمن اسلامى و دو نسخه ) ديده شد و همه نسخههايى است كه تا قبل از قرن دهم هجرى نوشته شده است .
مترجم درين متن ابيات زيادى به فارسى مىآورد و مخصوصا اشعارى فارسى از ركن الدين مقاماتى نقل كرده است و بدان جنبهء عارفانه داده . به نقل حكاياتى هم مبادرت كرده است و از جمله مىنويسد : « اين از مواضع كليله است » . اسلوب استعمال افعال در آن بر روال لهجهء صفحات ماوراء النهر و استعمالات قدما است : مگذريت ، بدانيت ، ديديت ، دانستيت .
مترجم گويد كه او را شيخ حسين كه از مريدان برهان الدين ساغرجى بود بدين ترجمه وادار كرد .
از اشعار آن مقدارى بطور نمونه نقل شد :
دى ما و مى و عيش خوش و قرب نگار