شرح
( 638 ) - فقط ق ( به هرموضع در سطور آينده ) : علوفه ، زبده : نهاده كه هم آنجا باشد تا وقتى كه علفه تمام شود ايشان نيز هم آنجا بمردند .
( 639 ) - فقط ك : ميتّه .
( 640 ) - ا بب ق ا ك : چسان ، زبده : مثل متن .
( 641 ) - كذا درك ، نسخ ديگر و زبده : خستگى .
( 642 ) - سنهء 823 ه .
( 643 ) - زبده : به ايشان همراه كردند .
( 644 ) - زبده : مىگرفتند .
( 645 ) - آ : محبت ، در باق : صورت اينست : در وقت باز آمدن حرمت مىبايد داشت ، زبده : ندارد .
( 646 ) - آ بب : ثابت شود ، ق : زيادت شود .
( 647 ) - بب ا ك : مثل متن ، آ : نگان ، ق : بيكان ، با : سكان ، زبده : سكان ( به قول يول اين شهر غالباPing Yangfuواقعه در صوبهء شانسى است كه در قديم الايام دار السلطنهء چين بوده است ، ازين روى به ظاهر در متن پنگان بايد خواند .
( 648 ) - زبده : + و بسيار شهر خوش و به قاعده بود .
( 649 ) - بب : با ايلچيان باز نكردند . ق : بار ايلچيان باز كردند ، با اك : مثل متن . صورت جمله در زبده : امّا ايلچيان حكم حاصل كرده بودند كه بار ايشان نكاوند .
( 650 ) - زبده : هفته و كمتر .
( 651 ) - زبده : سيم ( به جاى چهارم ) .
( 652 ) - ق : محل .
( 653 ) - زبده : فاما خبرهاى ياغىگرى بود اطراف مغولستان و راه ناايمن نشان مىداد ، بدان سبب .
( 654 ) - باق : هم ( به جاى نيم ) ، زبده : دو ماه و نيم نزديك .
( 655 ) - ك : و امير .
( 656 ) - زبده : و بيش از حد صفت ناايمنى راه كردند و ايشان گريخته بيراهه بر كوهها زده بودند و رسيده .
( 657 ) - زبده : و چون به قراول رسيدن اهل قلعه گفتند .
( 658 ) - زبده : اسماء مردم شما .
( 659 ) - زبده : فى الجمله بنشستند و در جمعه نوزدهم شعبان سنهء ثلث عشرين از قراول ختاى گذشته بدان ولايت در رفته بودند . روز جمعه پانزدهم [ نوزدهم ؟ ] محرم سنهء خمس عشرين و ثمانمايهء از قراول ختاى بيرون آمدند و از ترس ياغىگرى راه چول اختيار كردند و در ثامن ربيع الاول از چول گذشته بسبب آنكه از ختن متوهم بودند چند روز در آن صحارى بودند تا در دهم جمادى الّاول سنة المذكور به ختن رسيدند . ق : القصّه احتياط كرده نوزدهم محرم از قراول بيرون آمدند و از بيم ياغى