شوند . همه در اصول مىآيند و در مقام سازها « 1 » قدم مىنهند . چون اصول كنان بيايند و رقص كنان روى خدمت بر زمين نهند و در دوازده مقام رقص كنند و در بيست و چهار شعبده اصول نمايند كه غريو از آن مجلس برخيزد ، و همچنان اصول كنان و به مقام سازها رقص كنان بيرون روند .
و بعد از آن دختران « 2 » ، نه دانه پسران همه همسن « 3 » چهارده ساله همزاد پريرويان « 4 » خورشيد طلعت حورىنژاد و به صد لطافت و طراوت و « 5 » ظرافت . گروه اول بيايند و در دوازده مقام اصول نمايند و رقص كنند « 6 » و شين و شورى در آن مجلس اندازند كه جملهء اهل مجلس را به هوش باز آرند و حلاوت نظارهء ايشان و حرارت سماع ايشان و طراوت عذار « 7 » آن خوبان و حالت هيأت مجموعى آن مجلس موقوف است به سماع و نظر .
فصل [ و سه چيز در ديار ملك چين است كه . . . ]
و سه چيز در ديار ملك چين « 8 » است كه به ازو مگر در جنت « 9 » باشد .
« 10 » يكى عناب در غايت بزرگى و شيرينى . به ازو مگر در جنت « 9 » باشد .
و دو نوع گل : يكى گل نيلوفر و يكى گل خشخاش ، و هريك مثل صحن كوچك و هريك صد [ برگ ] و صد رنگ . به ازو مگر در جنت « 9 » باشد ، « 11 » و فرق ميان آن دو گل دشوار بود . الا بحسب مكان و برگ توان فرق كردن .
و يكى عناب در بزرگى مثل گردكان و در غايت شيرينى ، و در هيچ ملك به ازو نبوده و آن مگر به اقتضاى زمان و هواست و تمام قلمرو خطاى از آن عناب مملوست و از آن عناب در شهرى خزينههاست . براى پادشاهى مىرود . و عناب خطاى را به ممالك
هامش
( 1 ) - سها : ندارد
( 2 ) - سها : بعد ايشان
( 3 ) - سها : نه پسر
( 4 ) - سها : « همزاد پريرويان » ندارد
( 5 ) - سها : « طراوت و » ندارد
( 6 ) - سها : ازينجا تا « حلاوت » در سطر بعد را ندارد
( 7 ) - سها : طراوت عذار ايشان موقوف است به سماع و نظر
( 8 ) - سها : در آن ملك
( 9 ) - سها : بهشت
( 10 ) - ق و س 609 فاقد اين عبارت است
( 11 ) - سها : ازينجا تا « جفت باشد » در سطر دوم صفحهء بعد را ندارد .