باب هژدهم « 1 » بلاتشبيه در « 2 » بيان كعبهء خطاى
چهار هزار سال است كه ديرى ساختهاند . « 3 » مىگويند « 4 » در زمان شكمون « 5 » عليه السلام بوده « 6 » ، و مردمانى كه از براى طواف او مىروند در راه او انواع « 7 » رياضات غريب و چلههاى عجيب مىبرآرند .
آخرين رياضت ايشان « 8 » آن است كه كوهى است در غايت بلندى ريگ انداز « 9 » و بر كمر او ميخى زده مثل ران آدمى از پولاد ، و آنكس كه رياضت او به نهايت « 10 » رسيده بود بر ميان او رسنى [ بر ] بندند و فرو گذارند « 11 » تا بر آن ميخ سوار شود و رسن از كمر بگشايد « 12 » و بر آن ميخ چسبيده « 13 » با صد ترس و لرز [ ه ] نشسته . اگر پائين نگاه مىكند چشم او « 14 » سياه [ مى ] شود ، و اگر بالا نگاه مىكند مثل هذا « 15 » . چهل [ روز و ] شب اگر در آنجا خواب نرود « 16 » و نترسد پرواز كردن آنكس را ميسر « 17 » شود و از آن ميخ بپرد و بر سر كوهى بنشيند و از كوه به كوه پرواز مىكند و هرجا
هامش
( 1 ) - س 610 : اين باب در دنبالهء باب قبل آمده است و عنوان باب هجدهم مربوط است به « در بيان زر و نقره » كه در نسخهء « ق » باب نوزدهم است ، س 609 : عنوان « فصل » دارد
( 2 ) - سها : ذكر
( 3 ) - سها : ساخته
( 4 ) - سها : « مىگويند » ندارد
( 5 ) - ق :
شمعون
( 6 ) - 610 : « عليه السلام بوده » ندارد
( 7 ) - سها : ندارد
( 8 ) - سها :
ندارد
( 9 ) - سها : « ريگ انداز » ندارد
( 10 ) - سها : بر كمال
( 11 ) - سها :
بگذارند
( 12 ) - سها : و رسن باز كند
( 13 ) - سها : چسفيده
( 14 ) - سها :
چشمش
( 15 ) - سها : آن
( 16 ) - س 609 : خاب
( 17 ) - سها : مسلم .