و اگر قيمتى به آن دفع نشود « 1 » به ده روزه حكم بكنند . اگر دفع نشود خلق فقرا را از انبارهاى « 2 » پادشاهى توشه بدهند و بگويند برويد به جايها و شهرهاى « 3 » سيرى ، و اگر دفع نشد و قحطى شد ، نعوذ باللّه ، حكم بر ممالك بفرستند كه هر كس كه صد مد « 4 » گندم بياورد و بفروشد از براى خود « 5 » او را [ منصب ] سردارى ده كس بدهيم و اگر دويست مد « 4 » گندم بياورد سردارى « 6 » بيست كس بدهيم « 7 » ، و اگر خواهد ، و اگر نه سردار ده كس باشد و بر يك پشت او ميراث باشد ، و اگر سيصد مد بياورد و بفروشد سه پشت از قبل او ميرى بكنند ، و اگر چهارصد مد « 4 » بياورد چهار پشت ميراث و با مراتب او بيفزايند « 8 » ، مثل هذا چندان غله بياورند در آن « 9 » مملكت كه سير شوند . گويند ديگر مياريد « 10 » كه بس شد .
« 11 » و امثال خانبالغ و بعضى شهرهاى معظم را از ترس قحطى و قيمتى حكم است كه زياده از ده روز معاش نگيرند و اگر بگيرند سياست بكنند .
و مطلقا چندين هزار لشكر را در تمام ممالك خطاى نقره و گندم و برنج و پوشش و آب و جو و كاه و هيزم و روغن و نمك ، اين همه ماه به ماه از پادشاهى مىدهند .
هيچ احتياج به بازار ندارند ، و چندين هزار انواع خلق كه از اطراف و جوانب عالم آمدهاند مثل هذا مىدهند .
و آنچنان مملكت مضبوط در ما سواى خطاى نديدم و كس نشان نداده ، و دزد و حرامى كس كشتن و حراميگرى كس نشان نداده و كس نداند . از براى آنكه هيچكس بىنشان و بىعلامت در شهر و صحرا نتواند راه رفتن .
و تمام ممالك را بهطريق عقل به سر قلم ضبط كردهاند .
فصل « 12 » [ آتش شهر سوختن را به سه چيز علاج كردهاند . . . ]
آتش شهر سوختن را به سه چيز علاج كردهاند [ از براى محافظت او ] .
هامش
( 1 ) - سها : و اگر به آن نوع قيمتى دفع نشود
( 2 ) - سها : انبار
( 3 ) - ق : شهر هارى ، سها : ندارد نمىشود
( 4 ) - سها : مت ، ق : مط
( 5 ) - سها : « و بفروشد از براى خود » ندارد
( 6 ) - سها : سردار
( 6 ) - سها : بعده
( 7 ) - سها : سازم
( 8 ) - سها : از « و اگر خواهد » در سطر پنجم تا اينجا افتاده است .
( 9 ) - سها : درآرند بر آن
( 10 ) - ق : ديگر نياريد
( 11 ) - سها : از اينجا تا اول فصل در اين صفحه افتاده است .
( 12 ) - س 610 : ندارد ، س 609 : بعده .