او از سنگ تراشيدهاند ، و ازو يك پسرى زائيده به صورت آدم و پاى او بر مثال پاى خر و گوش او [ نيز ] بر مثال گوش خر . [ و ] چون از مادر زائيد هردو مشت او گره بود و چون واكردهاند « 1 » در يك دست او چوب پارهاى بود و در دست ديگرش « 2 » كاغذ پارهاى .
نوشته اين بود كه : كشتن و راندن و زدن . حكما معنى آنچنان كردند « 3 » كه ضبط خطاى با اين سه چيزست يعنى به كشتن و راندن و زدن .
بوجين گزين با اين سه چيز ملك خطاى را ضبط كرد و قانون نهاد « 4 » .
حكايت
بوجين گزين خود [ با ] شاگردان خود بر عرابهها « 5 » سوار شده گرد مملكت مىگشت و قانون مىنهاد و ضبط مىكرد ، و بر راهى گذشتند « 6 » كه كودكان خانهها ساخته بودند از گل . گفت اى كودكان خانهء خود [ را ] دور كنيد تا عرابهها « 5 » بگذرد .
[ يكى از ] كودكان گفت چه « 7 » خوش مقننى كه از خانه عرابه « 8 » دور نكند و گويد كه خانه از عرابه « 5 » دور سازيد ! و آنچنان حكيمى به يك معقول از كودكى ملزم شد .
و او تا زنده بود خطاى مضبوط بود و چون او بمرد باز نامضبوط شد و آخر عاجز آمدند و گفتند [ كه او به چه چيز ضبط مىكرد . يكى گفت او دفترى داشت با آن ضبط مىكرد . پرسيدند كه آن دفتر او كجاست ؟ گفتند كسى نمىداند .
گفتند ] پسر او كجاست ؟ در زمان پسر او [ را ] حاضر ساختند . از او پرسيدند [ كه دفتر ] كجاست ؟ [ نگفت ، و ] چون صد چوب زدند اقرار كرد و گفت در گور با او نهاديم . گفتند كه گور او وا « 9 » كن و دفتر [ بيرون آر ، و چون گور او باز كرد دفتر بيرون آورد ، و چون دفتر ] را گشادند در اول دفتر نوشته بود كه هركه اين « 10 » خواهد كه ملك خطاى مضبوط شود هرچه در اين دفتر است با آن عمل كند . اول آنكس كه اين
هامش
( 1 ) - سها : باز كردند
( 2 ) - سها : و در يكى
( 3 ) - سها : حكما تعبير كردن
( 4 ) - سها : « و قانون نهاد » ندارد
( 5 ) - سها : ارابه
( 6 ) - سها : گذشتن
( 7 ) - ق : گفتند
( 8 ) - سها : ارابه از خانه
( 9 ) - سها : باز
( 10 ) - سها : ندارد .