و طوفان « 1 » نعره و فرياد نكنند « 2 » و از براى هر متاعى نوعى چيزى نوازند و مناسب او علامت بنهند و آن موضوع است به قانون و كس را زهرهء ترك و تغيير نبود .
و در بيان معانى غريب شعر گفتن ايشان . « 3 »
بيت « 4 »
سالها در خون ديده پروريدم ديده را * تا ز بهر ديدن رويت به كار آيد مرا
[ و درين معنى نيز گفتهاند : « 5 » ]
فرد « 6 »
به نطق آدمى بهتر است از دواب * دواب از تو به گر نگوئى صواب
چو انسان نداند بجز خورد و خواب * كدامش فضيلت بود بر دواب
و درين معنى چيستان گفتهاند « 7 » .
بيت « 8 »
چيست آن خانهاى كه هست دو در « 9 » * كاندرو مار اژدها پيكر
همچو عيسى بود به يك نفسى * مرده را « 10 » زنده مىكند به نظر
هامش
( 1 ) - سها : توافان
( 2 ) - ق : كنند
( 3 ) - سها : از « مناسب او علامت بنهند » تا اينجا را ندارد . فقط در انتهاى عبارت آمده است « بيان شعر گفتن ايشان » .
( 4 ) - سها : فرد
( 5 ) - فقط در نسخهء 610 آمده
( 6 ) - سها : شعر
( 7 ) - س 609 : عبارت را ندارد
( 8 ) - سها : قطعه
( 9 ) - سها : بود به دو در
( 10 ) - سها : مردهاى .