باب دوازدهم در بيان هنرهاى عجيب و ريگريزان « 1 »
از جوين صورتى ريخته بودند « 2 » بر مثالى ميلى ، درون او مجوف و ديگر صد دانه زر مركب در يك هاون « 3 » مىكوبند . صد برگ غازه به يك بار شود . آن را غازهء زرين گويند و هيچ برهم نچسبد . « 4 » و آن هنر خاصهء خطاى بود و در ماسواى آن ملك « 5 » كس نشان ندهد و لطافت آن سرخى به مرتبهاى است كه مقدار پرذباب « 6 » يك كف دست را سرخ زراندود كند .
[ بعده ] و ديگر به سنگ آسيا « 7 » قماش پردازند كه زبان قلم از [ شرح ] آن قاصرست .
فصل [ [ بعده ] از جملهء علاجهاى غريب آنكه سينهء يكى را شكافتند . . . ]
[ بعده ] از جملهء علاجهاى غريب آنكه سينهء يكى را شكافتند « 8 » و سختى دل او را بيرون كشيدند « 9 » و بشكافت و زرد آب آن را در كاسهاى كرد « 10 » و زخم او را دوخت و باز به جايش نهاد و زخم سينهء او را دوخته « 11 » .
و ديگر همراهى داشتيم كه سالها به درد دل « 12 » مبتلا بود . چون به خطاى در
هامش
( 1 ) - سها : « و ريگريزان » ندارد
( 2 ) - سها : ريختهاند
( 3 ) - ق : اوان
( 4 ) - س 610 : نچسفد
( 5 ) - سها : آنجا
( 6 ) - نسخهها : زباب
( 7 ) - سها : آسياب
( 8 ) - سها : شكافتن
( 9 ) - سها : كشيدن
( 10 ) - سها : گرفت
( 11 ) - سها : بدوخت
( 12 ) - سها : دل درد