باب پنجم در بيان خزينههائى « 1 » كه در آن شهرها نهادهاند از زر و نقره « 2 » و قماش و كرباس و غيره امثال برنج و گندم و جو و عناب و فندق و گردكان و گرمه دارو و كاه و هيزم
[ و ] خزينههاى كاه و هيزم چنان است كه در هر طرف شهر كوههاست « 3 » درچيده از « 4 » كاه پشتهاى بر مثال كوهى . كارگران « 5 » در بالاى او بر مثال مرغى مىنمودند .
فرد
عزيزا كاه برگى گاه منت * گرانتر آمد از صد كوه محنت
و در غايتى است كه اگر كسى ببيند پندارد كه ديوان سليمان كار كردهاند ، و هريك از آن كوه كاه شش ماههء چند هزار لشكر را متعين است كه از براى اسبان آن لشكريان « 6 » هفتهاى يك بار از آن كاه مىدهند .
و كوههاى هيزم نيز همچنان است كه كاه ، و هيزم هفتهاى [ يك ] بار به آينده و
هامش
( 1 ) - سها : خزينهها
( 2 ) - سها : و از برنج و گندم
( 3 ) - سها : « كوههاست » ندارد
( 4 ) - سها : درچيدهاند
( 5 ) - سها : كارى گران
( 6 ) - سها : لشكرى