صبحى به حرم رفته ، نماز در مقام ابراهيم - على نبينا و عليه السلام - كرده ، طواف و زيارت عاشوره خوانده ، به خانه آمدم . - بفضله - فردا بار مقرر كردند كه روز مبارك است . عصر و مغرب به حرم رفته ، نماز و طواف كرده ، در مستجار دعا كرده ، در حطيم نماز خوانده ، به خانه آمدم .
- بفضله - بيست و سيوم ذى حجّه مطابق ششم شهر حرام روز پنجشنبه :
صبحى نماز صبح خوانده ، طواف و زيارت عاشوره خوانده ، به خانه آمدم . عصر و مغرب به حرم شريف رفته ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم .
- بفضله - بيست و چارم ذى حجّه مطابق هفتم ماه حرام روز مبارك است جمعه : روز مباهله و روز خاتم بخشى ؛ روز سرور عظيم مؤمنين است . صبحى به حرم رفته ، نماز و طواف و زيارت عاشوره خوانده ، به أدنى الحل رفتم . « أدنى الحل جايى است كه مردمان مكه از آنجا عمره مىآرند . از مكه سه فرسخ است ، كه حضرت هم از آنجا عمره مىآوردند . مسجد نبى و مسجد على در آنجا موجود است . » در راه مصرى و شامى افتادهاند . بعده از اينجا احرام بسته ، لبيكگويان در مكّه معظمه آمده ، طواف و سعى صفا و مروه كرده و تقصير كرده و طواف نسا نموده ، رخت - بفضله - پوشيده ، عمره مفرده به نام پدر خود آوردم . حق - سبحانه و تعالى - قبول فرمايد بمحمد و آله الأطهار . عصر و مغرب هم به حرم رفته ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم . مير سبحان على هم به خيمههايى كه « به جهت روانگى كربلا بيرون زده بودند » رفتند . شامى همه به خيمههاى خود رفتند .
- بفضله - بيست و پنجم ذى حجّه مطابق هشتم ماه حرام روز شنبه : روز « هل أتى » ، به روايتى روز مباهله . صبحى به حرم رفته ، نماز صبح در حجر اسماعيل خوانده ، طواف و زيارت عاشوره نموده ، در مستجار دعا كرده ، به خانه آمدم .
وقت عصر هم به حرم رفته ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم . « امروز قافلهء پاشاى شام رفتند » . شيخ خلف آمده ، فرمودند امشب بعد از نماز مغرب بروند .
خوب است . من هم راضى شدم . غرض ، نماز مغرب و عشا در حرم كرده ، طواف وداع كردم . در چاه زمزم رفته ، آب زمزم خوردم . از باب وداع بيرون آمدم ، لكن
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢١١