كرده ، به باغ آمدم . حاجى ميرزا محمد على و حاجى مهدى تب كردند . مولا محمد على از چار روز تب مىكنند . مير يوسف على قدرى بهتراند ، لكن تدبير قصرى مىكنند . ( يعنى دوا از بخل نمىخورند ) اگر منع مىكنند ، كجخلق مىشوند .
- بفضله - بيست و نهم رجب روز چارشنبه : صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت جامعهء كبير خوانده ، نماز كرده ، به حرم مشرّف شدم . زيارت و نماز كرده ، به خانه آمدم . و خيريت عيال ميرزا محمد حسين صاحب گرفتم . الحمد للّه بهتر هستند . همهء اسباب از خانه گرفته به باغ آوردم . قافله از ينبوع در دو روز ديگر مىرود ، ان شاء اللّه تعالى مىروم . حاجى مفلح « كه حمله دار ما از كربلاى معلى تا كربلاى معلى بود » پر بىوفايى كرد ؛ نمىآيد ، نمىپرسد . غرض ، كار خود را به خداى كريم كارساز خود گذاشتهام . شنيدم چند اصفهانىها را مفلح برداشته است .
- بفضله - سلخ رجب روز پنجشنبه : صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت و نماز كرده ، از بيرون شهر نزد سيد ناجى صاحب و شيخ خلف صاحب رفتم ، براى رخصت شيخ خلف . فرمودند هوا بسيار گرم است ؛ بعد ماه رمضان برويد .
براى خاطر اوشان موقوف كردم . و چند مردم از ما بيمار و ناخوشاند . هوا هم گرم است و شيخ هم راضى نيستند . غرض ، ان شاء اللّه تعالى بعد ماه صيام در اشهر الحج - يعنى شوال و ذى القعده و ذى الحجّه - بفضله و رسوله و آله - مىروم . و ماه شب ، اكثر نديدند . بعضى مردم چنانچه ميرزا عبد الوهّاب و غيره چند كس ديگر ديدند . باز به حرم شريف مشرّف شدم .
غرّهء شعبان سنهء 1231 هجريهء مقدّسه مطابق چاردهم ماه معظم سنه 1196 جلوسى مبارك روز مبارك جمعه : من امروز - بفضله - روزهام . سيد سبحان على صاحب و حاجى عظيم مرا افطار كنانيدند و باغ بضاعه به اجارهء دويست و ده ريال فرانسه ( شبى دالتى ؟ ! ) از سيد زين گرفتم و براى عيال ميرزا محمد حسين صاحب خانهاى ديگر گرفتم ، چرا كه وعدهء آن خانه تمام شده بود . وقت عصر به حضرت مشرّف شدم . قرآن و صلوات خوانده ، وقت چراغ روشن كردن در
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص١٦١