هم بسيار بيمار است . برادرش محمّد تقى مشكى هم بيمار است ، خدا شفا دهد .
باز به خانه آمده ، باغ آمدم . امروز از مكّهء معظّمه قافلهاى بسيار بزرگ آمد . خال زادهء سيّد كوچك آمد ، گفت خالوى خود كار دارند ، نمىآيند .
- بفضله - بيست مرجب روز دوشنبه : صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت رجب خوانده و نماز كرده و صحيفهء كامله خوانده ، به حرم مشرّف شدم . زيارت و نماز كرده و خبر خيريت دختر ميرزا محمد حسين صاحب گرفتم . تب دارد ، لكن بهتر است . سيد اعظم در خانهء خود برده ، نهار خورانيدند . بعده به باغ آمدم و سيد زين العابدين عرف عرب صاحب از مكّه خط فرستادند . در آن نوشته بودند كه دولاپرى [ ؟ ] بيگم صاحبه قبله بيست و هشتم شوال سنهء 1230 به رحمت الهى پيوستند ؛
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
بعده خط برادر ميرزا اسماعيل از راه وادى سفره رسيد . حيران و پريشان افتادهاند . خدا نجات دهد .
- بفضله - بيست و يكم رجب روز سهشنبه : صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت جامع صغير خوانده ، به حرم شريف مشرّف شدم . نماز و زيارت كرده ، به خيريت دختر آقا رفته ، الحمد للّه به خيريت است . بعده به باغ بضاعه آمدم .
- بفضله - بيست و دويم رجب روز چارشنبه : امروز دو سال كامل شد كه زن من ( يعنى دختر ركن الدوله ) مرده ، ( شب 22 رجب ) در كاظمين - عليهما السلام - در جوار دو معصوم مظلوم مدفون است . و روز خوشى هم هست كه معاويه . . .
به جهنم و اصل شد ؛ مؤمنين را نجات حاصل گرديد و دلهاى مؤمنين شاد شد .
صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت جامعهء صغير ، نماز و دعا كرده ، به حرم شريف مشرّف شدم . نماز و زيارت كرده ، قرآن خوانده ، به خانه آمده ، بعده به خيريت دختر ميرزا محمّد حسين صاحب رفتم . الحمد للّه به خير است .
- بفضله - بيست و سيوم رجب روز پنجشنبه : امروز خارجيان خنجر زهرآلود بر ران مبارك حضرت امام حسن مجتبى - صلوات اللّه عليه - زدند . لعن بر آنها واجب است . صبحى به بقيع مشرّف شده ، زيارت رجب خوانده ، نماز و دعاى عافيه خوانده ، از شهر به بيرون آمدم . شنيدم زن محمّد كاظم مشكى و برادر محمّد زنگبادى فوت شدند ؛
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
بعده به حرم شريف