بهجا آورم .
ز من حمد بادا بر آن ذو الجلال * به هر وقت جا ديد در كلّ حال
صلّى اللّه على محمّد و آله و سلّم .
- بفضله - نهم شعبان روز مبارك جمعه : - بفضله - امروز ريشهء خطمى و بهدانه و نبات خوردم . شيخ خلف آمده ، خاك شفا معه دعا خورانيدند . ( الحمد للّه ربّ العالمين ) مزاجم بهتر است . تب ندارم . هزارها شكر ، بارى تعالى است ، من بنده چه شكر او - سبحانه تعالى - بهجا آورم و چه نعت كنم ؛ خاموش شدن بهتر .
امروز - بفضله - شب هم خواب آمد . لكن نقاهت است . باقى - بفضله - مزاجم به حال است ؛ ( الحمد للّه على كلّ حال )
- بفضله - دهم شعبان روز شنبه : - بفضله - صبحى بعد نماز واجب مسهل خوردم . دوازده بار شكم كار كرد . قدرى خون ، بواسير هم برآمد . لاكن به فضل الهى مزاجم به حال ، امّا نقاهت دارد . بلغم هم خوب برآمد . شب تمام شب به فضل الهى به آرام خوابيدم . شنيدم آقا رجب على لنبونى به طايف مىروند ، معه اصفهانىها .
- بفضله - يازدهم شعبان روز يكشنبه : صبحى - بفضله - ريشهء خطمى و لعاب بهدانه و نبات خوردم . مزاجم از افضال الهى به حال است . شنيدم محمّد على پاشاه در ماه رمضان مىآيد . تمام روز مزاج من - بفضله - بهتر بود . لكن نقاهت ولى بىمزهگى بسيار بود . وقت عصر مزاج دشمنان به بيگم صاحبه قبله - دام ظلّها - قدرى بدمزه شد . اعضا شكنى شده ، قدرى حرارت آمد . الحمد للّه به خير است ، و خانم صاحبه ( هندى ، زن عاشور بيگ خان هندى كه همراه بيگم صاحبه قبله از كربلاى معلى آمدهاند ) را هم تب آمد . اوشان تب نوبه مىكنند . اللّه تعالى همه را از فضل و كرم و رحم خود و معه حقير شفا بخشد ، به حق محمّد و آله .
- بفضله - دوازدهم شعبان روز دوشنبه : صبحى لعاب بهدانه و لعاب اسفرزه و نبات خوردم . مزاجم به فضل الهى به حال ، امّا ضعف و نقاهت بسيار دارم . بيگم صاحبه قبله هم خوباند ، الحمد للّه كما هو أهله و مستحقّه ؛ - بفضله - تمام روز به خيريت گذشت . بيگم صاحبه قدرى گرمى دارند ، سواى ضعف و نقاهت ؛