تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شفاعت او مىكنند . حضرت براى خاطر دختر دلبند خود شفاعتش قبول فرمودند . برابر ، بعد از سه روز فوت كرد » . - بفضله - هجدهم جمادى الثانيه سنهء 1231 هجريهء مقدّسه مطابق سىام ماه آخر سنهء 1196 جلوسى مبارك روز پنج‌شنبه : امروز صبحى آدم ميرزا اسماعيل ناظر آمد و گفت كه من خواستم نزد شما بيايم ، شنيدم كه شما مىآئيد . اگر نزد من مىآيند ، مشرّف مىكنند . من مير سبحان على را فرستادم كه فردا صبح نزد شما مىآيم . امروز - بفضله - درد سر كم است . وقت عصر به مدينه رفتم . حاجى عظيم ( يعنى ميرزا كاظم ) و محمّد صاحب را همراه بردم و اسماعيل را نيز همراه بردم . اول زيارت بقيع كردم . بعده به حرم رفتم . نماز مغرب و عشا كردم . مغضوب على ( يعنى كرمعلى منهاى كرم ) بسيار شرارت كرد ، لعنة اللّه عليه . به خانه آمده ، خوابيدم . - بفضله - نوزدهم جمادى الثانيه سنهء 1231 هجريهء مقدسه مطابق غرهء ماه رجب سنهء 1196 جلوسى مبارك روز مبارك جمعه عيد المؤمنين : صبحى به حرم رفته ، از آن‌جا به بقيع رفته زيارت كرده ، از آن‌جا نزد شيخ خلف و سيد ناجى صاحب رفتم . در آن‌جا شيخ حسن برادر شيخ حسين مرحوم نشسته بودند . تعزيت ادا كردم . شنيدم خواب ديد [ ن ] شيخ حسين مرحوم پيش از سه چار روز ، كه حضرت آمده‌اند و جناب بىبى آمدند و از پدر بزرگوار خود عرض همين شيخ مرحوم مىكنند كه براى خاطر من شما گوش كنيد . حضرت رسول به دختر دلبند خود مىفرمايند كه براى خاطر تو قبول شفاعت كردم . باز به شيخ ، حضرت مىفرمايند كه در سه چار روز نزد من مىآيى . همان روز شيخ فوت كرد . بعده از آن‌جا نزد ميرزا رضا قلى رفتم . از آن‌جا نزد ميرزا اسماعيل ناظر رفته نهار خورده ، به خانه آمدم . محمّد صاحب هم نهار تيار كرده بودند . براى خاطر اوشان قدرى خوردم . ملّا على نقى هم بود . بعده نزد شيخ الحرم رفتم . از آن‌جا براى نماز جمعه در مسجد شريف رفته ، نماز ظهر و عصر و زيارت كرده ، به بقيع رفته ، زيارت جامعهء صغير خوانده ، به خانه آمده خوابيدم . بعده وقت عصر در مسجد مبارك رفته ، نماز و زيارت كرده ، از طرف بقيع زيارت كرده ، بر قاطر سوار شده