تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
سبب مردم بسيار هراسان شدند . من هم خواستم كه ان شاء اللّه تعالى به مكّهء معظّمه بروم . - بفضله - تهيهء سفر مىبينم . همه كار خود را به كريم كارساز و رسول بىنياز و آل نبىّ حجاز - صلّى اللّه عليهم اجمعين - سپردم و بس . سيّد درويش آمدند و مرا بسيار فهمانيد كه عبد اللّه كى مىآيد ، شما بعد رجبيّه در اوّل شعبان برويد . ان شاء اللّه تعالى خوش خواهد گذشت . من كه همهء امور خود را به خداى كريم و رسول عظيم و آله رحيم سپرده‌ام . - بفضله - بيست و سيوم جمادى الثانيه روز سه‌شنبه : امروز صبحى به حرم رفته ، نماز و زيارت كرده ، و قرآن شريف در مسجد خيف خواندم . بعده به خانه آمدم . به بقيع خواستم بروم ، لكن از ترس منافقين اهل مدينه نتوانستم كه بروم . از دور زيارت كردم . - بفضله - بيست و چارم جمادى الثانيه روز چارشنبه : صبحى به حرم رفته ، زيارت كرده ، به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبير و نماز به هر يك امام - عليهم السلام - كرده ، به خانه آمدم . ميرزا اسماعيل ناظر خط نوشتند كه من خيريت‌ام ؛ خبر خيريت شما مىخواهم ، و قدرى غوره مىخواهم . من از بازار غوره ( يعنى انگور خام ) خريده‌ام - بفضله - . جواب خط نوشته فرستادم . شب هم به حرم شريف رفته ، نماز مغرب و خفتن كرده و زيارت به‌جا آورده ، به خانه آمدم . - بفضله - بيست و پنجم جمادى الثانيه روز پنج‌شنبه : صبحى به حرم شريف رفته ، زيارت كرده ، از آن‌جا به بقيع رفته ، زيارت جامع كبير و عاشوره خوانده ، از بيرون شهر به خانه آمدم . وقت مغرب باز به حرم شريف رفته ، داخلى در حجرهء مطهّره كرده ، چراغ روشن كرده ، همراه جماعت ايشان نماز خوانده ، باز زيارت حضرتين كرده ، به بقيع مشرّف شدم . نماز مغربين در آن‌جاى بهشت كرده ، زيارت جامع صغيره خوانده ، از بيرون قلعه به خانه آمدم . - بفضله - بيست و ششم جمادى الثانيه روز مبارك جمعه : صبحى به حرم رفته ، زيارت كرده ، به بقيع رفتم . امروز جمعه بود . همهء اهل مدينه در بقيع بودند . از اين سبب تمام بقيع گرديدم . تا قبر خليفهء ثالث هم رفتيم . بعده در قبهء مطهّرهء ائمه خود آمدم و سلام كردم . از آن‌جا به خانه آمدم . بعده به خانهء قاضى مدينه كه نامش سيد محمّد است ، در مهر او سجع چنين است : « به حمد اللّه كه نامم شد