تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
آن‌جا نماز عيد مىخواندند ، و از آن‌جا به مسجد ابو بكر مىگويند هم رفتم ؛ شكسته است . و از آن‌جا به مسجد عمر مىگويند هم رفتم . و از آن‌جا به مسجد صاحب ما و آقاى ما و مولاى ما امير المؤمنين يعسوب الدّين - صلوات اللّه و سلامه عليه و على اولاده الطّاهرين - رفته ، دوگانه خوانده ، از آن‌جا به قبر مطهّر عبد اللّه بن عبد المطلّب بن هاشم ، والد شريف رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - رفتم . زيارت خوانده ، به خانهء خود آمده ، خوابيدم . در خواب ديدم كه يك شخص سيّدى است . من رفتم ، گويا در آن خانه همين ائمهء بقيع ، چهار معصوم - صلوات اللّه عليهم - مىمانند . از آن سيّد پرسيدم شما چند تا اولاد دارند ؟ اوشان مىگويند كه هزار تا اولاد داشتم ، همه مردند . حالا يك پسر من باقى است . پس آن پسر آمد . من دست او را بوسيدم . بعده من گفتم كه شما خانه‌دارى مىكنيد ؟ سيّد گفت كه نمىكنم . بعده من گفتم كه اميدوارم كه در خدمت امام حسن يا امام زين العابدين - صلوات اللّه عليهما - برسم . آن سيّد اندرون رفت ، و باز يك مرتبه ديدم كه همراه سيد حضرت امام محمّد باقر - عليه الصّلوهء و السّلام - بيرون آمدند . حضرت بسيار پيراند . من بسيار خوش شدم . دويدم كه ديدم حضرت مىروند . من هم قريب حضرت رسيدم ، كه چشمم از خواب وا شد . بسيار تأسّف خوردم كه چرا دست‌بوسى نكردم و سخن نگفتم . لاكن از قرينه اين قدر فهميدم كه از تفضلات الهى و ائمّهء ما زيارت من مقبول است ، ان شاء اللّه تعالى . شرّفنا اللّه بزيارهء قبورهم و حشرنا معهم و مع آبائهم و أولادهم الطّاهرين .

نوروز در مدينه

و شب پنج ساعت گذشته نوروز شد .
كه اين عيد نوروز اوّل بهار * مساوى به هم گشته ليل و نهار از اين جشن جشن است تا لامكان * خوشى هست زين عيد در دو جهان نشسته است بر مسند مصطفى * امام جهان صاحب « إنما » « 58 »
هامش
( 58 ) . اشاره به آيه« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . . »