هم خواند . محمّد صاحب وكيل نواب و الا جاه حالا وكيل نواب عظيم الدوله بهادر در اينجا است . خوب شخص است . آشناى من شده است .
- بفضله - يازدهم ربيع الثانى روز دوشنبه : امروز سيد حمل اللّيل و ديگر يك شخص « رئيس سيد . . . « 56 » باشد » از وكلاى نواب والاجاه امير الهند مرحوم براى ديدن من آمده بودند . و من از معرفت محمّد صاحب ، خانه [ اى ] توى قلعهء مباركهء مدينهء منوّره گرفتم ، قريب حضرت رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله و سلم - .
اسباب و من بيگم صاحبه همه - بفضله - . . . . . شبى آمد . الحمد للّه ربّ العالمين ، اين دولت عظمى نصيب من شده . چه شكر خداى تعالى را بكنم ، هرچه شكر كنم كم است .
از دست و زبانى كه برآيد * كز عهدهء شكرش بهدرآيد
و محمّد ريشان و نسيف هم ديشب آمدند . اما اوشان هم بر حاج شلتاق كردند ، و در خانه پايين آمدم . و من براى ديدن شيخ حرم رفته بودم . رنگ سياه خواجهسراى است . خوب شخص است . مدارا كرد . سخن گفتم كه مگر شما ما را عجم مىدانستيد ، من هندى هستم . گفت : پابوس مىكنم شما را ، خاطر جمع باشيد .
- بفضله - دوازدهم ربيع الثانى روز سهشنبه : - بفضله - من پنج وقت در مسجد نبى - صلى اللّه عليه و آله و سلم - مىروم . و عجمها را مىزنند و در حضرت نمىگذارند ، پول مىخواهند . وقت عصر من به بقيع مشرّف شدم . اللّه اكبر عجب حالتى است كه خدا دشمن را به اين خرابى نمايد . همهء قبّهها خراب ، خصوص قبّهء مطهّرهء ائمّهء طاهرين بقيع - عليهم السلام - يعنى حضرت امام حسن مجتبى و حضرت امام زين العابدين و حضرت امام محمّد باقر و حضرت امام جعفر صادق - صلوات اللّه عليهم اجمعين طيبين الطاهرين - . دلم بسيار سوخت .
باز صبر كردم و زيارت كرده ، به خانه آمدم . و بيگم صاحبه براى زيارت حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلم - رفته بودند . و محمد بيك از غصّه بر طرف شده ، از خود رفت .
هامش
( 56 ) . اسم ناخواناست . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .