زمان سيوم [ اقامت چند ماهه در مدينهء منوّره ]
درآمد از اينجا زمان سيوم * بيان مىكنم حال بىبيش و كم
بيا ساقى امروز امداد كن * برآر از غمم روح ما شاد كن
پياپى سه جامم بده ممتلى * به ياد خدا و نبى و على
دماغ و دلم تا بيايد به حال * روان طبع گردد چو آب زلال
- بفضله - دهم ربيع الثانى روز يكشنبه : صبحى بار كردند . دو ساعت روز برآمده ، روضهء مقدّسهء حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - نمايان شد . مردم زيارت خواندند ، خوش شدند . بعده حربىها در راه آمدند .
[ ورود به مدينهء طيبه ]
حاجى صالح گفت من براى همين شب بار كرده شما را آوردم . غرض - بفضله - داخل مدينهء منوّره گرديدند . به جايى كه حاجّ شام پايين مىآيند ، ماها هم همانجا پايين آمديم . مردم مدينهء طيبه بسيار براى ديدن آمدند . - بفضله - من مىخواهم كه توى شهر رفته خانه بگيرم و به زيارت هم مشرّف شوم . - بفضله - وقت عصر در مسجد نبى - صلى اللّه عليه و آله و سلم - رفتم و نماز خواندم .
مزوّر « 55 » آمده زيارت خونانيد . امّا مردم بسيار متعصباند و عجم را نمىگذارند ، بسيار تشدّد مىكنند . زيارت جناب حضرت فاطمه - صلوات اللّه عليها و آلها - را
هامش
( 55 ) . در حاشيه : مزور خادم زيارت را گويند .