ب - به شرحى كه از پيش گذشت يكى از ديههاى موقوفهء كاشان ديه هراسكان بوده است كه امروزه از آن نشانى نيست . آقاى اللهيار صالح در باب اين قريه تحقيقى كردهاند كه در مجلهء يغما ( 11 : 65 - 67 ) بطبع رسيده است .
اينك آن مقاله درينجا براى تتميم فايده نقل مىشود .
سرنوشت قريهء « هراسكان » بقلم اللهيار صالح
نخستين بار كه نگارنده بكلمهء هراسكان برخوردم در مطالعهء آثار خواجه افضل الدين محمد مرفى كاشانى ( بابا افضل ) دانشمند بزرگ سدهء هفتم بود . در خاتمهء يكى از رسالات وى نوشتهاند : « اين جوابها آخر سخن خواجه بود . چون بجوار حق پيوست از مرق بمنتخب الدين هراسكانى فرستادند كه سائل بود . » « 1 »
سپس ديوان سيد ابى الرضا راوندى ( ضياء الدين فضل اللّه ) ، يكى از علماى بزرگ سدهء ششم ، بدست آمد . در يكى از قصايد آن راجع بهجوم عساكر ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه بحدود كاشان سخن رانده و اسامى ديههاى نطنز و كاشان را كه مورد تاخت و تاز واقع شده يك بيك ذكر نموده است و در بيت 65 ميگويد :
و هراسكان فلا تسل ما تابها * . . . « 2 »
آقاى سيد جلال الدين محدث همت بچاپ اين كتاب فرمود و در شناساندن ديههاى قديمى جهد بسيار كرد . از آن جمله دربارهء هراسكان از منابع گوناگون « 3 » استفاده و بطور تقريب معلوم كرد كه اين ديه نزديك به شهر كاشان بوده است .
در اين ضمن سواد وقفنامهاى بدست آمد « 4 » بتاريخ رمضان سال 703 كه در آن از قريهء هراسكان و بيد گل و مختص آباد نام برده شده و اين
هامش
( 1 ) - صفحهء 69 مقدمهء آقاى سعيد نفيسى بر رباعيات بابا افضل ، چاپ طهران 1311 ش .
( 2 ) - صفحهء 84 ديوان - چاپ طهران ، 1334 ش .
( 3 ) - اخبار اصبهان ، محاسن اصفهان تأليف المافروخى ، تاريخ قم .
( 4 ) - مندرج در دفتر 1 و 2 جلد 4 فرهنگ ايران زمين .