است برآورده به قدر پنجاه هزار نفر در [ 38 پ ] اطراف نهرى كه از مقابل زيارت حضرت شاه زاده حسين ميگذرد به جهت تماشاى شستن غالى در آن سراشيبى ايستاده حضرات فينى اطراف آن غالى را گرفته مىآورند لب نهر بآواز بلند لعنت ميفرستند باسم و رسم رؤساى قاتلين آن حضرت و همه خلق كه حضور دارند در كلمهء لعن بآواز هرچه بلندتر چندين كرّت متابعت ميكنند و آنوقت به ياد آنكه در چنين روزى جسد مطهرحضرت را در اين موضع غسل دادهاند گوشهء غالى را در آب انداخته چوبدستىهاى خود را بر آب زنند و گريه و زارى نمايند .
آنوقت به همان هيأت غالى را لوله كرده بر سر دوش كشند بيايند تا ايوان و رواق و در دور مرقد آن حضرت طواف كرده بروند و كل آن خلق بآستانه آمده زيارت نموده بروند و مقرر است كه احدى سواى مردم فينين دست بگوشهء آن غالى نگذارد . اگر شخص ساده لوحى به جهت تيمن و تبرك پنجاه هزار تومان بدهد كه در آن [ 319 ر ] روز دست بگوشهء آن غالى بگذارد قبول نكنند و اگر بيچارهاى از بابت عدم اطلاع بر قاعدهء آنه غفلة برسد و دست بر گوشهء غالى بگذارد هزار چماق و قمه و انواع حربه بر او فرودآورند . و نظر به آنكه روز شهادت آن حضرت اشخاصى كه از نواحى كاشان به يارى آن حضرت آمدند همه با سلاح جنگ بودند مقرر است كه از پير هشتاد ساله الى بچهء هشت ساله هركس در آن وقت به زيارت مشهد ميرود هرچه بتواند سلاح رزم برخود طراز كند و به اين واسطه در سنوات سابقه هيچ سالى نبود كه در آن روز چندين فتنه و مفسدهء بزرگ بر پا نشود و چند قتل نفس واقع نگردد ، ولى چند سالى است كه در كليهء ايران خاصه نواحى كاشان آثار
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٤٣٤