تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
بيست و يكم رمضان و دههء عاشورا و نظاير آن از كاشان و بلوك آن جمعى كثير به آنجا شتافته خيرات و مبرات ميكنند .

[ امامزاده سلطان على بن محمد ]

و يكى ديگر از مزارات امامزادگان واجب التعظيم كه از جملهء اجله و اركان بزرگان دين است زيارتگاه [ 317 ر ] حضرت سلطان على بن امام محمد باقر سلام اللّه عليه مىباشد و در قريهء مشهد شهره كه از توابع قم و در هفت فرسخى شهر و متصل بقراء كاشان است چون آن بزرگوار به آن قريه با جمعى از اعوان و محبان رسيده رحل اقامت افكندند خبر ورود ايشان به اطراف منتشر گشت و احباى ايشان همه روز بشرف حضور مبارك ميرسيدند . از آن طرف معاندين كه طبقهء خلفاى جور بودند مطلع و متفق گشته من جمله آنها كه در حقيقت رأس رئيس همه بود زرين كفش نراقى و بعد از آن كله قد كرجارى و پا پهن آرانى هريك با جماعتى از غافلان هجوم‌آور شده جنگ در پيوستند . آخر الامر آن حضرت را شهيد كرده اموالش را بيغما بردند . روز قبل خبر اين واقعه قرع السمع احباى آن حضرت شده مهياى جدال شده وقتى از اطراف رسيدند جنازهء آن مظلوم را ميان خاك و خون مشاهده كرده غاليچه گسترده جسد مطهرش را در آن پيچيده آوردند در لب نهرى كه از مقابل زيارتگاه امامزادهء همام [ 317 پ ] شاهزاده حسين كه هم در آن روزگار شهيد شده و همان موضع مدفون بود در همان نهر كه الان هم جارى است غسل و كفن نموده بردند در آن موضع رفيع وسيع با روح و فضائى كه الان گنبد و بار [ گاه و ] مرقد آن حضرت است كه هنگام غلبهء دولت سلاطين صفويه كه در ايران زنگ كفر و تقيه را از
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 432 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )