سابقا مذكور آمد . در خارج دروازهء فين صحن سرائى وسيع و اموات محترمين را در جوار او خاك مىسپارند و از اهل بلد و بلوك كاشان هركس را حاجت و مهمى باشد نذر كنند كه چند شب جمعه به آن مكان شريف آمده فاتحه بخواند و چراغ روشن نمايد ، البته حاجت او برآورده شود و مقضى المرام گردد .
و مرقد و مضجع مرحوم حاجى مير عبد الواسع منزوى كه در ضمن شجرهء انساب سادات منزوى مجملى از احوال او معروض شد در جنب شمالى صحن سراى آن شيخ شريعت و پير طريقت است .
در اين مقام لازم گشت برخى از كرامات مرحوم فيض و مرحوم آقا مير مظفر جد اعلاى همين حاجى مير عبد الواسع مرقوم دارد .
گويند وقتى دو تن از سالكان طريقت در قريهء فين كه يك فرسخى كاشان است شامگاهى به طرف شهرشتافتند [ 320 پ ] چون به پشت دروازه رسيدند بسته ديدند . بازگشته در مقبرهء مرحوم فيض ساكن شدند .
گرسنگى بر آنها غالب شد . گفتند امشب را مهمان مرحوم فيض هستيم .
اگر فى الواقع فيض فياض است ما را كفالت و كفايت خواهد نمود .
يكى گفت در اين سرما مرانان و حلواى گرم هوس است و ديگرى [ را ] نان و خاگينهء چرب و شيرين بر زبان گذشت . مقارن اين حال آقا مير مظفر منزوى كه مردى مرتاض و خداپرست بود كنيزك خود را فرمان داد كه قدرى حلوا و خاگينه طبخ داده با چند قرص نان تازه كه هنگام شام پختهاند نزد من حاضر سازيد . چون اجزاى مزبوره مهيا شد حلوا را در جوف دو نان و خاگينه را در نانى عليحده در سفره پيچيده جناب آقا سيد
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٤٣٦