تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
محمد رضا متخلص به سيما پسرش كه هفت خط را نيكو مينوشت و علاوه بر فنون كمالات در نظم و نثر عرب و عجم حكيمى دانا و اديبى توانا [ 281 پ ] و در سررشته و سياق يگانهء آفاق بود و با ميرزا مهديخان وزير نادر شاه كه خالو زادهء اوست نزديك معلم تعلم نمود بعضد الدوله ملقب و به سر رشته‌دارى اصفهان مباهى گشت و روز بروز بمراتب عاليهء عزت و جلالت ارتقاء يافت و نهايت حال بشرف مصاهرت حضرت شاه سلطان حسين انار اللّه برهانه فايض گرديد و همى زيست تا اشرف افغان باصفهان استيلا يافت . شاه سلطان حسين و مومى اليه را مقتول ساخت :
فغان از اين جهان و خوى زشت او * كه از بلاست جمله خاك و خشت او
و ميرزا محمد على پسر آن مرحوم در دوازده سالگى با خانوادهء ملا محمد صادق مجتهد همدانى كه با ميرزا ابو القاسم عضد الملك جد او قرابتى داشت و ساكن اصفهان بود پيوند كرد و در بيست و دو سالگى جهان را وداع گفت . پسرانش ميرزا رفيع الدين و ميرزا تقى و ميرزا على اكبر مشهور بشاهزاده و ميرزا محمد چون به حد رشد رسيدند ميرزا مهديخان وزير نادرشاه نظر بقرابت [ 282 ر ] و نسبتى كه داشت در تربيت آنها كوشيد و ميرزا رفيع را كه [ صاحب ] طبعى غرّا و بيانى شيوا بود در سلك دبيران كشيد و آن سه تن را در دفتر استيفا ميپروريد تا زمانى كه حسنعلى خان افشار از جانب نادر شاه بحكومت كاشان روز ميگذاشت فرمانى به خط ميرزا مهدى خان در عهدهء او عز صدور يافت بشرح آنكه :