و تحميل صنف مزبور را كه مبلغى خطير بود بصيغهء تخفيف بازاى مواجب او مبذول و از آن تاريخ ببعد در جميع فرامين و اسناد صادره و ثبت و سررشتهء صندوقخانهء مباركه بجناب ملا على مرقوم و موسوم شد و تا اواخر دولت خاقان مغفور به همان شغل مشغول و در تعمير و تكميل آن صنف و تربيت و تشويق استادان آن صنعت چندان توجه و كفايت مرعى داشت كه يكهزار و پانصد كارخانه كه هريك مشتمل برده پانزده دستگاه شعر بافى و نساجى [ بود ] در اين شهرداير شد و پارچههاى [ 284 ر ] ابريشمى و غيره چنان بكمال رسيده بود كه چشم از تماشاى آن خيره و عقل حيران ميماند . واوا چهار صنو برومند زيب روضهء وجود است .
اول جناب جلالت آثار مقرب الخاقان لسان الملك سلمه اللّه است كه در محامد صفاتش گفتهاند :
بر آن زمين كه قدم ماند شخص فطرت او * سخنوران ازل تا ابد نهادهاند جبين
الحق علم و ادب و فضل و حسبش اظهرو شايعتر از آن است كه اين ضعيف در مقام تعريف و توصيف كمالاتش بر آيد ، « كافتاب آمد دليل آفتاب » . همانا كه هرقدر در ميدان بيان عنان قلم دو زبان ميرهانم و با مهمار فصاحت تحريصش مينمايم و پيوسته ميگويم يا قلم آنس بذكر سلطان الكمال وامح عن قلبك ما يمنعك عن التعرج الى هذا الفلك الجلال ثم انطق بثناء خصاله بحسن المقال لان بوصفه يستحدث قلوب العارفين و انه لكوثر الحيوان فهنيئا للشاربين حيا مينمايد و در جوابم مىسرايد كه چشم جان بر گشا و گوش هوش فراز دار تا ببينى و بشنوى كه هيمنهء