تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
رفيعهء منيعه بساخت و مزارع و بساتين بديعه طرح انداخت كه هنوز در ولايت شوشتر كه پايتخت آنجاست سراى كلانترى و خان عبد الاعلائى و غيرهما باقى و مشهور است . و او را پنج پسر بزيور كمالات آراسته بود : محمد صادق خان و فضل الله خان و لطفعلى خان و مرتضى قلى خان ، در سلك ارباب سيف انتظام داشتند كه موافق تاريخ شاه اسمعيل در ضمن روزنامجات [ 279 پ ] بدون تحريف حروف مرقوم داشته در توشقان ئيل بيست و هفتم شوال در ييلاق سلطانيه و قيدار محمد صادقخان و فضل اللّه خان و لطفعلى خان و مرتضى قلى خان پسران كلانتر خوزستان با سواران جمعى خود ملتزم ركاب ظفر انتساب شدند و از نصرت و غلبهء عساكر منصورهء ايران و شكست و هزيمت سپاه روم و قتل من تشا سلطان سر عسكر عثمانى اطلاع حاصل شد و از آنجا شكاركنان بآذربايجان رفته قشلاق در خوى كرده و اكراد دنبلى خود را در جبال بقلاع حصين و عقبات سخت متين كشيده و امير شاهوردى خان دنبلى و پسرش امير سليمان خان را نزد علاء الدوله فرستاده توجه رايات فتح و نصرت را به آن صوب اعلام فرموده . خلاصه ، و پسر پنجم كلانتر مزبور كه ارشد اخوان خود بود جناب حاجى ملا عبد الله مجتهد و از جملهء تلامذه « 1 » ملا عبد الواسع خراسانى و اجلهء علماى صاحب فتواى زمان بود و چند پسر داشت : من جمله ميرزا عبد الوهاب المتخلص به ساغر [ كه ] در زمان دولت [ 280 ر ] شاه طهماسب اوارجه نويس دفتر استيفاى اصفهان [ بود ] و روز بروز بمراتب عاليه و اعتبار برآمد تا آنكه به عضد الدوله ملقب و بوزارت كرمان و سيستان و
هامش
( 1 ) - اصل : تلامزهء