يكصد و شصت برج باوج فلك كشيد . حمام و بازار و كاروانسرا و مساجد و مدارس احداث فرمود و عمارات و باغات و ارگ طرح انداخت . بعد از آن امير احمد خان عمويش - كه از ميرزا يوسف خان مجتهد و جمعى علما مسموع افتاد كه امير احمد خان را در زمرهء حكما و علما بايد نوشت نه امرا - بعد از آنكه ديد زمانه آرام گرفت بناى شهرى گذاشت و در قليل زمانى چهار حصار و برج و باروى محكمى كشيده و بازار و كاروانسرا مانند بازار قلعهء شيراز كه كريمخان وكيل ساخته است و باغى بهتر از باغات ايران موسوم بدلگشا در دامن كوهى دوازده مرتبه [ 268 ر ] از كوه تراشيد و هشت مرتبه عمارت از سنگ درآورد ، آيينه كارى و زرنگار نمود . و سدى در شهرسلماس از سنگ تراشيد مانند بند امير فارس كه مثلش ديده نشده و پلهاى عمده در زمانى كم بساخت و آن شهر را ختاى ايران خوانند . هزار خانه براى ارباب صناعت و كارخانههاى بديع احداث كرد و معماران كامل فرستاد . گنبد و صحن سراى عسكريين عليهما السلام را بطرح گنبد سلطانيه ساختند . تمامى آذربايجان و كردستان و بعضى از ارمن در اطاعت او بوده با هيچ سلطانى آميزش ننموده . بسى بيابانها را آباد كرد . گدايان را غنى نمود و وحشيهاى اكراد را انسى ساخت . ارباب هنر از اطراف بولايت او روىآوردند . هشتاد جنگ كرد ، غالب آمد .
بسيار شجاع و زورآور بود . گويند نعل اسب را پاره كرد و مجموعهء مس را درهم پيچيد و در طريقت فقر [ و ] درويشى صاحب مقام و با افضال على شاه خلف شاه على رضا كه از جملهء اقطاب زمان بود سر سپرده رخصت خلافت [ 268 پ ] يافته بود . مآثر و مستحدثاتى كه از آن امير ديده مىشود به زور و زر ميسر نيست . از طرف سلاطين روم تا اسلامبول
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٣٦٠