رسيد . بعد از ارتحال پدر به منصب بيگلربيگىگرى تمام آذربايجان مباهى گشت . خزاين اجدادش را از اصفهان بقلعجات سخت كردستان تحويل داشت . چون شاه عباس ثانى بر تخت قرار گرفت الچى از شاهين - گراى خان چنگيزى بجهة آشتى در ميان روميان و ايران آمده لله باشى مرتضى قلى خان دنبلى را بسفارت كبرى روانهء قسطنطنيه كردند [ و ] پس از اصلاح ذات البين دولتين مراجعت نموده با چند تن از صاحب منصبان روم و محمد خان تكلو كه مدتها اسباب فتنهء ايران و روم بود اطمينان داده به تقبيل بساط سلطنت فايض شدند . صورت همان مجلس را در عمارت چهل ستون اصفهان استادان چرب دست مصور داشتهاند ، و از اصفهان مراجعت بآذربايجان نمود . مسموع افتاد كه لشكر هندوستان [ 265 پ ] بر سر قلعهء قندهار كه دو سال قبل بسردارى امير غياث بيك برادرش مفتوح و مسخر شده بود آمده محاصره كرده است . حسب الامر بايلغار بالشكرى جرار از دنبل و كردستان به ظاهر قندهار اردو ساخته روز ديگر عند الطلوع ساحتهء رزم هنديان گشته غروب آفتاب اثرى از آن لشكر بيشمار نبود .
معدودى جان بفرار در ربودند ، ما بقى هرچه عرضهء شمشير دليران نگشتند اسير و دستگير شدند . از خزاين و احمال و اثقال و توپخانه و غيره هرچه بود مضبوط داشته چهار كله منار در چهار جانب قندهار بساخت و مراتب را بخاكپاى همايون معروض داشته و صورت آن فتح نامه كه در منابر ممالك ايران قرائت شده در كتاب تاريخ اخشيدى مسطور است ، از جملهء مآثر و مستحدثات آن امير يكى مسجد بزرگ پائين پاى حضرت على بن موسى الرضا عليه الاف التحية و الثناء و يكى قلعهء حصين منيع سازداش در بلوك خوى كه مانند ابنيهء كيقباد است و يكى
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٣٥٧