تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
كه حال همه باسم آن امير است و گنبد و بارگاه عظيم و اسباب و اساس قويم كه در سر قبر سلطان ابراهيم ادهم است از مستحدثات او است . معاصر جانى بيك خان بود . پنجاه و پنج سال عمر كرد . بيست و دو سال مشغول حكمرانى و تعمير و احداث ابنيهء عظيمه بود . در سنهء هشت صد و سى دو هجرى درگذشت . در مقبرهء مخصوص خودش كه در خوى ساخته مدفون است و الان محل استجابت دعوات است . بيست و سيم امير حاجى خان بن امير ولى خان - موافق تاريخ شرف خان و تاريخ اخشيدى بعد از پدرش مستقل شد . از قواعد ملك - دارى پدرش بيزار بود . مجدد ايلات ساكنهء شهرستانات را بقلاع كوهسار كشيد و سلاطين روم [ را ] كه باعث خرابى كوهستانات شده بودند ساعتى به حال خود نگذارد . آخر الامر همه را مستأصل نمود . با دولت ايران اتحاد ورزيد ، بالاخره بناى تعيين حد و سد ايران و روم نهاد . از طرفين وكيل و امين مشخص كردند و سوگند ياد نمودند كه هريك هرچه تصديق [ 252 پ ] كنند ممضى باشد . وكيل امير حاجى خان در چكمهء خود خاك ايران ريخته چون چند منزل داخل خاك روم شد از اسب به زير آمده قسم ياد كرد كه الان بر روى خاك ايران ايستاده‌ام . پس همان جا را حد قرار دادند و بين الدولتين باصلاح گذشت . تمامى كوهستانات دررى را الى كوه پرد در تصرف آورد . خزاين و مواشى را در قلعهء دنبل و قلعهء لار حصين كيقباد و قلعهء پرد گذاشته و خود هرچند گاه در ناحيتى روزگار مىسپرد . معاصر تراكمه بود سى و پنج سال عمر كرد . پانزده سال حكمرانى نمود . در هشتصد و چهل و هفت هجرى درگذشت .