تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
گشتند و از آنجا بدار الايمان قم آمده نجف خان زند كه از قبل جعفر خان حكومت قم و كاشان داشت بمحاصره گذاشت و به حكم يورش بلدهء قم را مفتوح و جمعى عرصهء تيغ گشت . نجف خان از آن مهلكه فرارا باصفهان شتافت و در كاشان گماشتگان خود و اعيان را وصيت كرد كه هنگام ورود آغا محمد شاه بطريق مراهنه از دادن سيورسات و رساندن ملزومات دفع الوقت كنند تا از طرف اصفهان لشكرى برسد . چون حضرت آغا محمد شاه از قم متوجه كاشان گشت كلبعلى خان خلج از راه رودخانهء شاه اسمعيل و گدار الياس چند نفر از كسان خود را با جمعى از لشكريان حسب الامر به طرف بلوك سردسير كاشان فرستاد كه آذوقه « 1 » و علوفه و غيره مهيا كرده به منزل نصر آباد و اكبر آباد برسانند . بعد از آنكه كسان كلبعلى خان وارد قريهء ون شدند گويا رعاياى سردسير مستعد جواب و ندادن سيورسات نشسته بودند هجوم آورده كار بمجادله كشيد و يك نفر [ 164 ر ] از كسان كلبعلى خان و چند تن از همراهان را بقتل رسانيده تمكين و اطاعت ننمودند . خلاصه اين خبر در منزل مورچه خورت قرع السمع حضرت آغا محمد شاه گرديد . اين ببود تا انقضاى مدتى مديد جعفر خان زند بدست كنيزك سراى خود مسموم و مريض گشت . ابراهيم خان با چند تن از خوانين زند و غيره كه يكسال در ارگ شيراز زندانى بودند شبانگاه از حبس جسته وارد حرم سرا شده جعفر خان با حالت دگرگون شمشير كشيده زخمى به شاه مراد خان زد و ابراهيم خان دسته جاروبى بر سرش كوفته بخاكش افكند و از شمشير خودش سرش را از تن برداشت
هامش
( 1 ) - اصل : ازوقه