تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
وحشى و برادرش كه خلوت كردند * در ملك سخن رفع خصومت كردند هر شعرى كه در كهنه كتابى ديدند * بردند و برادرانه قسمت كردند
*
غضنفر كله جارى مگر رعيت عشق * كه تير غمزه برات ستم به نام تو دارد

فيض

ميرزا على اكبر متولى مضجع خاقان مغفور فتحعلى شاه است ، جامع و مصنف اين اوراق :
رخسار تو اگر نبدى ماه آسمان * بالاى تو اگر نبدى سرو بوستان قد و رخ نكويان مانند كس نكرد * بر سرو بوستانى و بر ماه آسمان
*
موى تو ز بوى برده از مشك گرو * روى تو به ماه آسمان بخشد ضو مانند رخ تو آفتابى خواهد * گردون كه به سال و مه بود در تك و دو

فكار

كرمعلى خان يكى از كدخدازادگان باشان اين بلد است . در دهرش به كثرت ضياع و وفور عقار معروف است . خط شكسته را به تعليم استادى رشيد الدين اخگر خوش مىنويسد و طبعى خوش دارد :
بسته‌ام تا دل خود در خم آن زلف بلند * خويشتن را هم در بند تو بينم دربند همه شب مشعله زد شمع رخت در ره دل * تا ز تاريكى زلف تو نيابيم گزند جرم خورشيد به چارم فلكش جاست از آنك * كه تو را هست يكى نقش پى سم سمند

قدرت

آقا سيد على ، اجدادش از اعزهء خدام والامقام بضعه احمدى صلوات اللّه عليهاست . در بدايت عمر به تحصيل علوم ادبيه پرداخته ، از كثرت مطالعه و مباحثه شب را از روز تميز نمىداد . چند سال قبل رخت به تهران كشيد و در خانقاه جناب كروبى آداب حاجى ميرزا محمد حسين مشرف به فقر شده ، كسوت پوشيد و سر تراشيد و در مقبرهء مرحوم