تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

باب سيوم در خصايص و عجايب طبرستان

از قديم الأيّام هميشه طبرستان اكاسره و جبابره را پناه و كهف و ملجأ و معقل بود از حصانت و امتناع و توعّر مضايق ، و مانند خزانهء كه كنوز و ذخاير آنجا فرستادندى ، و هرجهاندارى كه دشمن برو غالب شدى و بر روى زمين ديگر اقاليم مقام نتوانستى فرمود براى امن بدين زمين آمدى و از مكايد دشمن فارغ بودى ، و مملكتى منفرد بود و پادشاه يكى ، و اهل طبرستان را به هيچ چيز كه از ديگر ولايت آورند حاجتمندى نبود ، هرچه در معمورهء دنيا موجود باشد براى تعيّش درو حاصل و چندان گياه‌تر و تازه در كلّ فصول و اوان و آبهاى صافى خوشگوار و انواع نانهاى پاكيزه از گندم و برنج و جاورس و الوان گوشتها و طيور و وحوش خلاف آنچه بديگر ولايات باشد و طعامهاى لذيذ و شرابهاى مروّق از زرد و سرخ و سپيد ملوّن چون شنبليد و لعل و گلاب و بصفا و رقّت چون اشك عاشقان و نشاطآور چون وصل معشوق و كم غائله چون صحبت مصلحان و بسيار قوّت و منفعت ، بىصداع خمار و خوشبوى چون مشك اذفر ، و زمستان طبرستان چون خريف ديگر مواضع و تابستان همچون ربيع و جمله زمين او رياض و حدايق كه چشم الّا بر سبزه نيفتد ، شهرها و رستاقها به يكديگر متّصل ، ينابيع و قنيات از سنگ آبها بر سر سنگ ريزه روان ، كوه و دشت و دريا مجموع ، هواى او بر مهبّ شمال معتدل و نرم الّا آنست كه بسبب قرب دريا و بسيارى آبگير ميغ وغيم در بعضى اوقات بيشتر از آن باشد كه بديگر ولايت . و ابو عبد الرّحمن محمّد بن الحسن بن عبد الحميد اللّمراسكى القاضى حكايت كرد
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 76 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب