تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 170

مساهمون:

صقسم دوم ١٧٠
آن قرار افتاد كه بعوض استوناوند قلعهء فلول بأسفارنگيج بن على لارجانى دهد و قلعهء استوناوند را اصفهبد كوتوالى خاصّه فرستاد و بعد يك ماه كه شرف الدّولة بن على لارجانى بفلول بنشست اصفهبد ميله او را باقطاع ارزانى داشت و فرزندان را با ميله فرستاد ، قلعهء فلول ببندگان شاه سپرد و او ملازم خدمت بود پيوسته ، و شاه در حقّ او شفقتها ميفرمود ، و در اين سال كه استوناوند گرفته بود شاه اردشير با پريم آمد ، رئيس دهستان علاء الدّين بن زين الدّين پناه به خدمت شاه كرد و او را امان داد و در حقّ او شفقتها فرمود . شمس الملوك رستم بن اردشير از پريم اجازت خواست كه بديه باغك ميشوم تا طويلهء اسبان خويش ببينم و برادر مهتر شرف الملوك و كهتر قارن هردو در خدمت پدر بودند ، شاه او را اجازت داد از آنجا بباغك آمد و با امرب پنجاه‌هزار « 1 » . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چون بسوبرنى رسيد خداوند عالم سلطان السّلاطين اسكندر جهان‌گير مقدم او عزيز شمرد و خداوند جهان اعظم تركان پادشاه اسلام خلّد اللّه ملكها در حقّ او از پناه دادن و جاه و منزلت تعيين فرمودن و مستظهر گردانيدن بشفقت هيچ باقى نگذاشت ، و در اين تاريخ غياث الدّين غور فرورفته بود و شهاب الدّين غزنين بخوارزم آمد و رسولان بمازندران فرستاد كه من رفتم بخوارزم ، شاه اردشير در حقّ رسولان او هر تكلّفى كه در جهان ممكن بود بفرمود و خطبه و سكّه بنام او كرد تا خداوند عالم سلطان السّلاطين اعلى اللّه رايته و نصر ألويته بمقام نوزوار « 2 » بشش فرسنگى خوارزم مصاف داد و ميان هردو لشكر جيحون حايل بود و مدّتى روىدرروى يكديگر بنشستند ، شهاب الدّين غزنين را معلوم شد كه خطا انديشه كرد و ناصواب بود تدبير او ، خداوند عالم پادشاه بنى آدم هرشب و هرروز و ساعت بدان . . . « 3 » شهاب الدّين غزنين شكسته شد و سلطان در حصار « 4 » اند خود رفت ، سلطان السّلاطين سمرقند عثمان نام دانست كه خطا اگر او را بگيرند مسلمانى انداخته شود ، بأند خود رفت و گفت كار افتاد و پلنك جوهرى و غمرى سود ندارد و اگر ترا اين
هامش
( 1 ) - كذا در الف و در اينجا نسخه به قدر يك سطر سفيد است ، ب اين قسمتها را ندارد . ( 2 ) - تصحيح قياسى ، در الف نوزآباد ، در ب : نورآباد ( 3 ) - در الف اين موضع سفيد است و ب اين قسمتها را ندارد ( 4 ) - تصحيح قياسى ، در الف كه تنها همان اين قسمتها را دارد « حساب » آمده .
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 170 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب