تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 167

مساهمون:

صقسم دوم ١٦٧
به حضرت آورند ، جمله را چون برسيدند آزاد كرد و اصفهبد بهاء الدّين شهردار لفور شانزده سال بود كه بقلعهء كوزا محبوس بود ، از معارف قديم و امراى كبير او مانده بود خلاص داد و جملهء پادشاهى لفور برقرار اوّل به دو سپرد و گله‌هاى گاو و گوسفند و ماديان بخشيد و خدمتكاران او هرجا كه بودند حكم رفت كه با او سپارند ، و از حدّ گرگان تا رى شاه را مسلّم و مستخلص شد ، چوى كارهاى اين طرف را نسق و ضبط پديد آمد بازگرديد و برودبست و دونكا آمد و او را علّت نقرس پديد آمد بود ، آنجا ديگر باره درد گرفت ، لشكر جمع كرد ، امير شكار قراسنقر و سابق الدّوله و امير شهريار را بدماوند فرستاد تا قلعهء پيروزكوه مستخلص كنند ، تتق نام اميرى از آن سلطان آنجا بود و سراج الدّين لقب ، تتق ايشان را در آن ولايت نگذاشت ، شاه را معلوم شد ، بفرمود تا امير سيف الدّين سابق الدّوله رستم و پادشاه گرشاسف بن خورشيد با امير آخور و امير شكار لشكر آنجا كشند ، چون حشم بپايان قلعه رسيد سراج الدّين تتق قلعه را گذاشته بخوارزم شد و تتق با سوارى دويست از فصيل بيرون افتاد كه بر حشم شاه زند ، لشكر او را گرد فروگرفتند و حمله‌ها برده ، عاقبت اسير آمد ، او را بند نهاده بمقام دونكا پيش شاه آوردند ، فرمود تا بند بردارند و يرغش مقطع مرزاناباد او را به خود قبول كرد ، با خانهء خويش برد ، قلعهء پيروزكوه علوى جمال الدّين محمّد نام بدست فروگرفت ، حشم شاه دو ماه بمحاصرهء قلعه مشغول بودند تا مستخلص كردند و علوى به خدمت آمد و شاه مهريران با مواضع متفرّق او را بنان قرار داد ، چون اتابك ابو بكر از رى بازگشت كلجه گفتند تركى بود كه بندهء پدر او بود ، او را گرفته داشت ، از بند بگريخت و لشكر عراق بر او جمع شدند چون آيتغمش و منگلى و منكبه و عزّ الدّين قيتبه « 1 » وصتماز و امير علم جمال الدّين ملك عراق بگرفتند بر خويشتن قسمت كردند و پيوسته پيش شاه رسولان فرستادند كه ما بنده و فرمان‌برداريم و عراق نيز هم ملك تست و از شاه عهد موافقت استدعا كردند ، مبذول داشت و از طرف عراق شاه را هيچ انديشه نماند ، لشكر بيرون تميشه كشيد ، چون بديه ليمسك سدن رستاق رسيد اصفهبد ركن الدّين كبود جامه با هردو پسر محمّد و اسفهسلّار نام به خدمت شاه آمد و آن‌روز آنجا شراب خوردند و جشن كرده ،
هامش
( 1 ) - كذا در الف ، در ب اين جمله‌ها نيست .
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 167 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب